از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
1) (انا اعطیناک الکوثر):(بدرستی که ما به تو خیر کثیر دادیم ) [ نظرات / امتیازها ]
2) (فصل لربک و انحر):(پس به شکرانه آن ، برای پروردگارت نماز بخوان وقربانی کن ) [ نظرات / امتیازها ]
3) (ان شانئک هو الابتر):(بدرستی که شماتت گو و دشمن تو ابتر و بی دنباله است )این آیات برای تسلی خاطر رسولخدا ص نازل شده ، ظاهرا پس از اینکه فرزندان ذکور پیامبر ص (قاسم و عبدالله )در کودکی از دنیا رفتند، عاص بن وائل سهمی که ازکفار قریش بود از روی شماتت گفت : نسل محمد قطع شده و او ابتر و بی دنباله است ،آنگاه خداوند این سوره را در پاسخ او نازل فرمود.(کوثر)به معنای خیر کثیر است و مطابق روایات مراد از کوثر ذریه فاطمه زهرا(س )هستند، چون خداوند در این خانواده برکت و خیر کثیر قرار داده است به گونه ای که هم در ظاهر و از نظر تعداد رو به تزاید و کثرت هستند،و اولاد آنحضرت و سادات با وجودآن همه بلایا که از حکام جور متحمل شده اند، باز هم از نظر کثرت هیچ نسلی معادل آنان دیده نمی شود، و هم از نظر حقیقت و باطن امامان معصوم (علیهم السلام )از ذریه آنحضرت ، منشاء خیر و برکت و واسطه فیض الهی در عالم وجود و مظهر اسماءحسنای الهی می باشند .به هر جهت خداوند تعالی خطاب به رسول اکرم ص می فرماید: ای محمد ما به توکوثر را عطا کردیم ، پس شایسته است که به شکرانه این نعمت برای پروردگارت نماز بجاآوری و قربانی کنی و یا دستان خود را برای تکبیر بلند گردانی ، چون بنابرروایتی که ازطریق ائمه (علیهم السلام )رسیده ، (نحر)عبارتست از بلند کردن دست به جانب گردن ، درهنگام تکبیر نماز، و در انتها می فرماید: همانا دشمن خشمگین و بد خلق تو بدون دنباله واجاق کور وبی‌ عقب‌ است‌. [ نظرات / امتیازها ]
  مهدي اسدي
1) کسی به پیامبر گفت شما ابتر هستید وفرزندتان دختر است و بعد از این گفتن این آیات و سوره نازل شده است [ نظرات / امتیازها ]
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر راهنما
1) إنّا أعطینـک الکوثر

بر حروف اصلى «کوثر» (کاف، ثاء و راء)، حرف «واو» اضافه شد تا بر افزون بودن وصف کثرت دلالت کند; این کلمه نام نهرى در بهشت نیز مى باشد (مقاییس اللغة). به مردى که سرور و داراى خیر فراوان باشد «کوثر» گفته مى شود (صحاح) و در معناى آن، عدد فراوان نیز گفته شده است. (مصباح)

2 - برخوردارى از نسلى گسترده، بشارت خداوند به پیامبر(ص)

إنّا أعطینـک الکوثر

براساس شأن نزول این سوره، سخن از عطاى کوثر به پیامبر(ص)، در پاسخ کسى است که آن حضرت را از تداوم نسل محروم دانسته بود. بنابراین جمله «إنّا أعطیناک الکوثر»، بشارتى است که لفظ ماضى در آن، بر تحقق حتمى کوثر در آینده و عطاى نسلى فراوان به پیامبر(ص) دلالت دارد.

3 - گسترش نسل پیامبر(ص)، از خبرهاى غیبى قرآن

إنّا أعطینـک الکوثر

4 - خداوند، بشارت دهنده پیامبر(ص) به کوثر بودن فاطمه(س) و فراوانى نسل آن حضرت از طریق او

إنّا أعطینـک الکوثر

تاریخ قطعى زندگانى پیامبر(ص) ـ که از او پسرى نماند ـ گواه بر آن است که تنها مصداق کوثر، فاطمه(س) است.

5 - حضرت فاطمه(س)، خیر فراوان و عطاى خداوند به پیامبر(ص)

إنّا أعطینـک الکوثر

هر چند در شأن نزول ها و روایات سخنى از تطبیق «کوثر» بر «فاطمه»(س)، به میان نیامده است; ولى از آخرین آیه استفاده مى شود که نتیجه عطاى «کوثر»، «ابتر» (نسل بریده) نماندن پیامبر(ص) است. بنابراین فاطمه(س) که نسل پیامبر(ص) از او است، مصداق «کوثر» خواهد بود.

6 - خداوند، حامى پیامبر(ص) در برابر زخم زبان دشمنان

إنّا أعطینـک الکوثر

آن گونه که از ذیل این سوره استفاده مى شود، عطاى کوثر به پیامبر(ص) کارى است که خداوند در برابر طعنه ها و سخنان نیشدار دشمن انجام داد.

7 - پیامبر(ص)، خواهان تداوم نسل خویش و در آرزوى داشتن ذریّه بود.

إنّا أعطینـک الکوثر

لحن بشارت آمیز آیه شریفه، بیانگر اشتیاق پیامبر(ص) به داشتن فرزند است.

8 - «قال انس: بینا رسول اللّه(ص) ذات یوم بین أظهرنا ... فقرأ سورة الکوثر ثمّ قال أتدرون ما الکوثر قلنا اللّه و رسوله أعلم قال فإنّه نهر وعدنیه علیه ربّى خیراً کثیراً;(1)

انس گوید: روزى رسول خدا(ص) بین ما بود، پس سوره کوثر را قرائت کرد. آن گاه فرمود: آیا مى دانید کوثر چیست؟ گفتیم: خدا و رسول او داناتراند. فرمود: آن نهرى است که پروردگارم به من خیر کثیرى را بر آن وعده داده است».

9 - «فى مجمع البیان [فى قوله] «إنّا أعطیناک الکوثر» قیل هو الشفاعة ... رووه عن الصادق(ع);(2)

درباره «...الکوثر» در مجمع البیان آمده است: گفته شده کوثر شفاعت است و این معنا را از امام صادق(ع) روایت کرده اند».
[ نظرات / امتیازها ]
2) فصلّ

2 - اخلاص در نماز و انجام دادن آن تنها به جهت فرمان خدا، وظیفه اى برعهده پیامبر(ص)

فصلّ لربّک

3 - توجّه به ربوبیت خداوند، از آداب نماز

فصلّ لربّک

4 - خداوند، به دلیل مدبّر و مالک بودن بر امور انسان ها، سزاوار پرستش و نماز خالصانه بندگان به درگاه او است.

فصلّ لربّک

5 - سپاسگزارى از خداوند در برابر نعمت کوثر، وادارسازنده پیامبر(ص) به نماز و اخلاص در آن

إنّا أعطینـک الکوثر . فصلّ لربّک

حرف «فاء» در «فصلّ»، لزوم نماز را بر آیه قبل تفریع کرده است.

6 - مقام ربوبى خداوند، جلوه گر در اعطاى فاطمه(س) به پیامبر(ص)

إنّا أعطینـک الکوثر . فصلّ لربّک

7 - نماز، شکر نعمت هاى خداوند است.

إنّا أعطینـک الکوثر . فصلّ

8 - قربانى کردن شتر و قصد انجام دادن فرمان الهى، توصیه خداوند به پیامبر(ص)

وانحر

قید «لربّک» درباره «صلّ»، قرینه بر وجود چنین قیدى براى «انحر» نیز مى باشد. «نحر»; یعنى، مقدارى از سینه که جاى گلوبند است و از جمله معانى که براى فعل «انحر»، بیان کرده اند، فرمان به کشتن شتر قربانى است. (مفردات)

9 - لزوم توجّه به ربوبیت خداوند، هنگام قربانى کردن حیوانات

فصلّ لربّک وانحر

10 - مالک و مدبّر بودن خداوند، دلیل لزوم اخلاص و قصد قربت در قربانى کردن به درگاه او است.

فصلّ لربّک وانحر

11 - برگزیدن گران بهاترین حیوان اهلى (شتر) براى قربانى، واکنشى بایسته از سوى پیامبر(ص)، در سپاس گزارى از کوثر عطا شده به آن حضرت

إنّا أعطینـک الکوثر ... وانحر

12 - اهداى قربانى به پیشگاه پروردگار، شکر نعمت هاى او است.

إنّا أعطینـک الکوثر ... وانحر

13 - لزوم ایجاد پیوند با خلق، در کنار پیوند با آفریدگار

فصلّ لربّک وانحر

دستور قربانى براى رساندن گوشت به مردم، در کنار دستور نماز، بیانگر برداشت یاد شده است.

14 - خداوند، با یادآورى عطاى ویژه خویش به پیامبر(ص)، آن حضرت را آماده دریافت فرمان نماز و قربانى ساخت.

إنّا أعطینـک الکوثر . فصلّ لربّک وانحر

15 - نعمت هاى الهى ـ حتى براى پیامبر(ص) ـ مسؤولیت آفرین است.

إنّا أعطینـک الکوثر . فصلّ لربّک وانحر

16 - بخشش پیش از درخواستِ تکلیف، روشى الهى و مطلوب است.

إنّا أعطینـک الکوثر . فصلّ لربّک وانحر

17 - پیوند با خداوند، مقدّم بر پیوند با مردم و زمینه ساز آن است.*

فصلّ لربّک وانحر

عطف دو فرمان، ممکن است عطف مسبّب بر سبب باشد.

18 - لزوم تأخیر قربانى از نماز عید، در عید قربان*

فصلّ لربّک وانحر

تطبیق نماز و قربانى در آیه، بر نماز عید قربان و قربانى در آن، یکى از احتمالات موجود در این آیه است. عطف به «واو» گر چه بر ترتیب تصریح ندارد; ولى ترتیب ذکرى مى تواند بیانگر ترتیب واقعى باشد.

19 - لزوم بالابردن دست ها تا گلوگاه، در آغاز نماز

فصلّ لربّک وانحر

در لغت آمده است: «نَحَرَ الرجلُ»;یعنى، براى نماز ایستاد و دست ها را در آن هنگام بالا برد (تاج العروس). ارتباط این دو فرمان با یکدیگر ـ که اقتضا مى کند فرمان «نحر» نیز در رابطه با نماز باشد ـ معناى بالا را تقویت مى کند.

20 - لزوم خواندن نماز، در ابتداى وقت آن*

وانحر

در «تاج العروس» آمده است: «نَحَرَ الصلاة»; یعنى، نماز را در آغاز وقت آن خواند.

21 - «عن أمیرالمؤمنین(ع) قال: لما نزلت هـذه السورة قال النبىّ(ص) لجبرئیل: ما هـذه النَّحیرَةُ التى أمرنى بها ربّى قال: لیست بنَحیرة و لـکنّه یأمرک إذا تحرّمت للصلاة أن ترفع یدیک إذا کبّرت و إذا رکعت و إذارفعت رأسک من الرکوع و إذا سجدت ... و إنّ زینة الصلاة رفع الأیدى عند کلّ تکبیرة;(1)

از امیرالمؤمنین(ع) روایت شده که فرمود: چون این سوره (کوثر) نازل شد، پیامبر(ص) به جبرئیل فرمود: این «نحیرة» (شتر قربانى شده یا شب اول هر ماه) که پروردگارم مرا بدان امر فرموده، چیست؟ جبرئیل گفت: این، «نحیرة» نیست، بلکه خداوند تو را امر مى کند هر گاه نماز را با «تکبیرة الاحرام» شروع کردى، هنگام تکبیر و رکوع و زمانى که از رکوع سر برداشتى و هنگام سجده [که تکبیر گفتى]، دست هاى خود را بالا ببرى ... زینت نماز بالا بردن دست ها هنگام هر تکبیر است».

22 - «عن حریز عن رجل عن أبى جعفر(ع) قال: قلت له «فصلّ لربّک و انحر» قال: النحر الإعتدال فى القیام أن یقیم صلبه و نحره;(2)

حَریز از مردى نقل کرده که گفت: به امام باقر(ع) گفتم: [معناى]«فصلّ لربّک و انحر»[چیست؟]فرمود: «نحر» اعتدال در حال قیام است;[به این که]ستون فقرات و سینه خود را راست نگه دارد».
[ نظرات / امتیازها ]
3) 1 - یکى از دشمنان پیامبر(ص)، آن حضرت را نسل بریده و آینده او را خالى از ذکر خیر خواند.

إنّ شانئک هو الأبتر

«شانئک»; یعنى، کسى که با تو بغض و دشمنى دارد (تاج العروس). بیشتر مفسران، او را پدر عَمروعاص دانسته اند که پس از فوت پسران پیامبر(ص)، آن حضرت را «ابتر» خواند. «أبتر» به معناى کسى است که از او به خیر و نیکى یاد نشود. «بَتْر» (ریشه «أبتر») در بریدن دُم به کار مى رود و به همین جهت شخصى را که نسل او قطع شده است، «ابتر» گویند (مفردات); زیرا نسلى که نام نیک او را زنده نگه دارد، وجود ندارد.

2 - تداوم نسل پیامبر(ص) از طریق فاطمه(س)، پوچى پندار دشمنان آن حضرت را در مورد قطع نسل او بر ملا ساخت.

إنّا أعطینـک الکوثر ... إنّ شانئک هو الأبتر

3 - خداوند، کسى را که با زخم زبان خود به پیامبر(ص)، آن حضرت را نسل بریده خواند، داراى آینده اى خالى از هرگونه خوبى و یاد نیک معرفى کرد.

إنّ شانئک هو الأبتر

آنچه پدر عمروعاص از کلمه «أبتر» اراده کرده بود، قطع شدن ذکر خیر پیامبر(ص) بر اثر قطع نسل بود. ضمیر فصل در «هو الأبتر» نشانگر حصر اضافى است و بیان مى دارد که «متروک شدن ذکر خیر»، اختصاص به خود او دارد; نه پیامبر(ص). گفتنى است که قطع شدن ذکر خیر لزوماً به معناى نداشتن فرزند نیست; زیرا فرزندانى که مایه ذکر خیر پدر نشوند، او را از «أبتر» بودن بیرون نمى آورند.

4 - عاص بن وائل، دشمن پیامبر(ص) و فاقد نیکنامى بود.

إنّ شانئک هو الأبتر

5 - گسترش آوازه پیامبر(ص) و بقاى نام نیک براى او و مهجور ماندن نام دشمنان دین در تاریخ، بشارت خداوند به آن حضرت و از خبرهاى غیبى قرآن

إنّ شانئک هو الأبتر

6 - دشمنان پیامبر(ص)، محروم از خوش نامى و نام جاودان

إنّ شانئک هو الأبتر

این آیه، گرچه براساس شأن نزول، ناظر به موردى خاص است; ولى بیان آن کلى و فراگیر است.

7 - «تکلّم أبومحمد الحسن بن على(ع) فقال: قال العاص بن وائل: إنّ محمداً رجل أبتر لا ولد له فلو قد مات انقطع ذکره، فأنزل اللّه تبارک و تعالى «إنّ شانئک هو الأبتر»;(1)

امام حسن(ع) [در مجلس مباحثه با معاویه و یاران او ]سخن گفت و فرمود: عاص بنوائل گفت: محمد(ص) مردى ابتر است که براى او فرزندى نیست و اگر بمیرد [نام و] یاد او تمام مى شود. پس خداى تبارک و تعالى [خطاب به رسول خدا این آیه را] نازل فرمود: إنّ شانئک هو الأبتر». [ نظرات / امتیازها ]
 » تفسیر مجمع البیان
1) نعمت هاى گران و پاینده خدا به پیامبر

در سوره پیش قرآن شریف خصلت هاى نکوهیده انکارگران رسالت پیامبر و موضوع معاد و جهان پس از مرگ را بر شمرد، و آنان را مورد نکوهش قرار داد، اینک در این سوره هم چنان روى سخن را به پیامبر گرامى نموده، و ضمن اشاره به نعمت هاى گران خدا به آن حضرت او را به نماز و نیایش و سپاس و قربانى فرمان مى دهد.

نخست مى فرماید:

إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ

هان اى پیامبر! ما به تو خیر فروان دادیم.

آنچه آمد ترجمه اى از آیه است، و در تفسیر آن دیدگاه ها متفاوت است:

1 - به باور پاره اى از جمله «ابن عمر» و «عایشه» به نهرى در بهشت اشاره دارد.

«ابن عباس» آورده است که: پس از فرود این آیات، پیامبر بر فراز منبر نشست و آنهارا بر مردم خواند. هنگامى که فرود آمد از آن حضرت پرسیدند آن چه به شما ارزانى شده است، چیست؟

فرمود: منظور نهرى است در بهشت پرطروات و زیبا که از شیر، سفیدتر و شفاف تر، از بلور صاف تر و ماندگارتر و در دو سوى آن قبه هایى از درّ و یا قوت است. بر کنار آن، پرندگان سبز رنگ و زیبایى است که گردن هایشان بسان گردن کبک است.

یاران گفتند: آن پرندگان زیبا چقدر تماشایى هستند!

فرمود: از آن ها زیباتر و تماشایى تر آن است که هر کس از گوشت آن ها بخورد و از آب کوثر بنوشد، رستگار مى گردد و به رضوان خدا مى رسد.

از امام صادق آورده اند که فرمود: «کوثر» نهرى است در بهشت که خدا آن را در برابر مرگ فرزند گرامى پیامبر به او ارزانى داشت.

به باور پاره اى منظور حوض ویژه پیامبر است که در روز رستاخیز مردم بسیارى بر آن وارد مى گردند.

«انس» آورده است که روزى پیامبر گرامى سر بر بالش نهاد و پس از خوابى سبک، خندان و شادمان برخاست.

دلیل شادمانى او را پرسیدیم، که فرمود: هم اینک سوره اى بر من فرود آمد، و آن گاه به تلاوت سوره «کوثر» پرداخت و فرمود: آیا مى دانید «کوثر» چیست؟

گفتیم: خدا و پیامبرش داناترند.

فرمود: نهرى است در بهشت که داراى خیر فراوان است، و خدا آن را به من وعده فرموده است. آن نهر زیبا «حوض» من است و روز رستاخیز امت من در ساحل آن بر من وارد مى شوند و ظرف هاى آن براى بهره ورى نیکان و پاکان به شمار ستارگان آسمان هاست.

امّا در همان حال گروه هایى از امت من با حالتى پریشان بر آتش دوزخ سرنگون مى گردند، و من رو به بارگاه خدا، مى گویم: پروردگارا، اینان از امت من بودند. پیام مى رسد که: تو نمى دانى که اینان پس از رحلت تو چه کردند!

این روایت را «مسلم» در صحیح خود آورده است.

2 - از دیدگاه گروهى از جمله «ابن عباس»، «مجاهد»، «سعید بن جبیر» واژه «کوثر» به معنى «خیر فروان» آمده است.

3 - پاره اى آن را به رسالت پیامبر و کتاب پرشکوه او، قرآن تفسیر کرده اند.

4 - از دیدگاه «حسن» منظور قرآن شریف است.

5 - و از نظر برخى به معنى اصحاب و یاران بسیار است، که خدا در عصرها و نسل ها به آن حضرت ارزانى داشته است.

6 - از دیدگاه گروهى منظور نسل ماندگار و فرزندان پرشمار است، که خدا از فرزند ارجمندش فاطمه(ع) به او ارزانى داشت، و شمار آنان به گونه اى است که نمى توان آن ها را بر شمرد و تا روز رستاخیز نیز هم چنان ادامه دارد.

7 - و از امام صادق آوره اند که منظور مقام پرفراز شفاعت است.

به باور ما از آن جایى که واژه «کوثر» مى تواند همه این مفاهیم و تفسیرها را در خود جاى دهد، و آنچه آمد هر کدام مصداقى از مصادیق «خیر فراوان» است، باید گفت منظور همه این ها و بسا فراتر از این هاست، چرا که خدا به آن حضرت در این جهان خیر بسیارى ارزانى داشت و وعده فرمود که در جهان دیگر هم مواهب بسیارى به او بدهد. بنابر این تفسیر آیه این است که: ما به تو خیر فروان دنیا و آخرت را ارزانى داشتیم. [ نظرات / امتیازها ]
2) در آیه بعد مى فرماید:

فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ

اینک که چنین است براى پروردگارت نماز بگزار و شتر قربانى کن.

از دیدگاه گروهى از جمله «عطاء» خداى فرزانه پس از نوید ارزانى شدن خیر فراوان به پیامبر، به او دستور مى دهد که به منظور سپاس به بارگاه خدا در برابر این نعمت ها نماز عید را بخواند و پس از آن قربانى کند.

امّا «انس» آورده است که: پیامبر گرامى پیش از فرود این آیه در روز عید، نخست قربانى مى کرد و آن گاه نماز مى خواند و با فرود آیه دستور رسید که نخست نماز گزارد و پس از آن قربانى کند.

«سعید بن جبیر» و «مجاهد» بر آنند که: پس براى پروردگارت نماز بامدادى را بخوان، آن گاه در «منا» قربانى نما.

«محمد بن کعب» مى گوید: در آن زمان مردمى بودند که نماز و قربانى شان خالصانه و براى خدا نبود، از این رو خدا به پیامبرش دستور داد تا نماز و قربانى را تنها براى تقرب به بارگاه خدا بگزارند و انجام دهند.

به باور برخى منظور این است که: براى پروردگارت نماز بگزار و رو به قبله بایست، چرا که واژه «نحر» به معنى گلوگاه آمده و در فرهنگ عرب آن را به برابر و مقابل هر چیز مى گویند. براى نمونه گفته مى شود:

«منازلنا تتناحر» منزل هاى ما در برابر یکدیگر است.

شاعر مى گوید:


اباحکم هل انت عم مجالد

و سید اهل الابطح المتناحر

هان اى «اباحکم»! آیا تو عموى «مجالد» و سرور مردم مکّه هستى که در برابر آنان قرار گرفته اى؟

از امیرمؤمنان آورده اند که فرمود: منظور این است که دست راست خود را به هنگام نماز در گلوگاه خود بر روى دست چپ بگذارى.

گفتنى است که این روایت نادرست است، چرا که همه خاندان رسالت خلاف این دیدگاه را از آن حضرت آورده و روشنگرى مى کنند که منظور بلندکردن دو دست به هنگام آغاز نماز تا برابر گلوگاه و چهره است.

از امام صادق آورده اند که فرمود: منظور بالا آوردن دو دست در برابر صورت است، به گونه اى که کف آن ها به طرف قبله باشد.

در روایت دیگرى آورده اند که پس از فرود این سوره، پیامبر به فرشته وحى گفت: این «نُحیره»اى که خدا مرا به انجام آن فرمان مى دهد چیست؟

فرشته وحى گفت: این «نُحیره» نیست، بلکه خدایت فرمان مى دهد که به هنگام آغاز نماز و گفتن «تکبیر» دست ها را بلند کن، و هرگاه رکوع نمودى، یا سر از رکوع برداشتى، و یا سجده کردى، دست ها را در برابر قبله بلند کن و بگو «اللّه اکبر»، چرا که نماز ما و نماز فرشتگان در هفت آسمان نیز همین گونه است، و براى هر کار و هر چیز زینتى است، و زینت نماز بلند کردن دو دست در هر «تکبیر» است.

از پیامبر آورده اند که فرمود: بلند کردن دو دست به هنگام «تکبیر» از فروتنى و خشوع در برابر خداست، آیا این آیه را نخوانده اید که مى فرماید: فما استکانوا بربهم...(320) و به راستى آنان را به عذاب گرفتار کردیم، چرا که نسبت به پروردگار خویش فروتنى و خشوع نکردند و زارى و توبه ننمودند. [ نظرات / امتیازها ]
3) إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ

بى گمان دشمن کینه توز تو بى نسل و تبار خواهد بود.

به باور «قتاده» منظور این است که: بى گمان دشمن تو به خاطر گسستن از هر خوبى و شایستگى، حقیرترین و فرومایه ترین انسان هاست.

از دیدگاه پاره اى واژه «ابتر» به مفهوم کسى است که در حقیقت فرزندى ندارد و اگر به ظاهر هم فرزندى دارد، از آن او نیست.

«مجاهد» مى گوید: این آیه در حقیقت پاسخ کوبنده خدا به تاریک اندیشانى است که مى گفتند: پیامبر پسرى ندارد تا راه و رسم او را ادامه دهد و با مردن او، دین و نام و نشان وى نیز فراموش مى گردد.

دلایل راستى و درستى رسالت پیامبر

در آیات کوتاه و زیباى این سوره، دلیل هاى روشن و ماندگارى بر راستى رسالت و درستى دعوت آسمانى پیامبر گرامى آمده است؛ براى نمونه:

1 - آن حضرت از اندیشه پلید و کینه توزانه آنان و آنچه در نهان بر ضد او مى بافتند و بیهوده دل خوش مى داشتند، خبر داد و این جز از راه وحى نشاید.

2 - خداى فزرانه به او نوید نعمت ماندگار و موهبت جاودانه و «خیر فراوان» داد؛ اینک لحظه اى باید اندیشید که چگونه آن نوید تحقق یافت و آن پیشگویى بزرگ روى داد و دین و آیین او دنیا را گرفت و نام با عظمت او بلند آوازه گردید.

3 - خدا به آن حضرت نوید داد که نسل و تبار او ادامه یافته و فرزندانش فراوان خواهند بود، و شگفتا که با همه کشتارها و قتل عام ها از فرزندان او، اینک فرزندان او از همه بیشتر است.

4 - از پرشکوه ترین دلیل هاى رسالت آن حضرت همین سوره است، چراکه آن حضرت از فرود نخستین اشعه وحى تا هماره تاریخ، هماورد طلبید و اعلام فرمود که: اگر کسى در آسمانى بودن قرآن و رسالت او در تردید است، کتاب، یا سوره و یا آیه اى بسان او بیاورد تا او از ادامه دعوت خویش دست کشد! و مى دانیم که مخالفان و دشمنان او با همه تلاش هاى تخریبى و ظالمانه اى که از آغاز بعثت تاکنون بر ضد او داشتند، هرگز نتوانستند سوره اى بسان همین سوره که با وجود کوتاهى آیات، در اوج اعجاز است بیاورند، و این برترین سند صداقت اوست.

5 - خدایش به آن حضرت وعده یارى و پیروزى داد و به او اطمینان خاطر بخشید که نسل و تبار دشمنان کینه توز او بریده مى شود و آنان بى تبار خواهند بود، و شگفتا که این خبر نیز تحقق یافت...

بارخدایا! به لطف و مهر بى کران خویش ما را از فرزندان معنوى آن حضرت قرار ده و با او همدم و همراه و همنشین بفرما!



[ نظرات / امتیازها ]
 » تفسیر نمونه
1) : ما به تو خیر فراوان دادیم روى سخن در تمام این سوره به پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) است (مانند سوره و الضحى و سوره ا لم نشرح ) و یکى از اهداف مهم هر سه سوره تسلى خاطر آن حضرت در برابر انبوه حوادث دردناک و زخم زبانهاى مکرر دشمنان است . نخست مى فرماید: ما به تو کوثر عطا کردیم (انا اعطیناک الکوثر). ((کوثر)) وصف است که از کثرت گرفته شده ، و به معنى خیر و برکت فراوان است ، و به افراد سخاوتمند نیز کوثر گفته مى شود. در اینکه منظور از کوثر در اینجا چیست ؟ در روایتى آمده است که وقتى این سوره نازل شد پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) بر فراز منبر رفت و این سوره را تلاوت فرمود، اصحاب عرض کردند: این چیست که خداوند به تو عطا فرموده ؟ گفت : نهرى است در بهشت ، سفیدتر از شیر، و صافتر از قدح (بلور) در دو طرف آن قبه هائى از در و یاقوت است …. <4> در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم که فرمود: کوثر نهرى است در بهشت که خداوند آن را به پیغمبرش در عوض ‍ فرزندش (عبد الله که در حیات او از دنیا رفت ) به او عطا فرمود. بعضى نیز گفته اند: منظور همان حوض کوثر است که تعلق به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دارد و مؤ منان به هنگام ورود در بهشت از آن سیراب مى شوند. <5> بعضى آن را به نبوت تفسیر کرده ، و بعضى دیگر به قرآن ، و بعضى به کثرت اصحاب و یاران ، و بعضى به کثرت فرزندان و ذریه که همه آنها از نسل دخترش فاطمه زهرا (علیهاالسلام ) به وجود آمدند، و آنقدر فزونى یافتند که از شماره بیرونند، و تا دامنه قیامت یادآور وجود پیغمبر اکرمند، بعضى نیز آن را به شفاعت تفسیر کرده و حدیثى از امام صادق در این زمینه نقل نموده اند. <6> تا آنجا که ((فخر رازى )) پانزده قول در تفسیر ((کوثر)) ذکر کرده است ، ولى ظاهر این است که غالب اینها بیان مصداقهاى روشنى از این مفهوم وسیع و گسترده است ، زیرا چنانکه گفتیم ((کوثر)) به معنى ((خیر کثیر و نعمت فراوان )) است ، و مى دانیم خداوند بزرگ نعمتهاى فراوان بسیارى به پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) ارزانى داشت که هر یک از آنچه در بالا گفته شد یکى از مصداقهاى روشن آن است ، و مصداقهاى بسیار دیگرى نیز دارد که ممکن است به عنوان تفسیر مصداقى براى آیه ذکر شود. به هر حال تمام مواهب الهى بر شخص پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در تمام زمینه ها حتى پیروزیهایش در غزوات بر دشمنان ، و حتى علماى امتش که در هر عصر و زمان مشعل فروزان قرآن و اسلام را پاسدارى مى کنند، و به هر گوشهاى از جهان مى برند، همه در این خیر کثیر وارد هستند. فراموش نباید کرد این سخن را خداوند زمانى به پیامبرش مى گوید که که آثار این خیر کثیر هنوز ظاهر نشده بود، این خبرى بود از آینده نزدیک و آینده هاى دور، خبرى بود اعجازآمیز و بیانگر حقانیت دعوت رسول اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ). [ نظرات / امتیازها ]
2) این نعمت عظیم و خیر فراوان شکرانه عظیم لازم دارد، هر چند شکر مخلوق هرگز حق نعمت خالق را ادا نمى کند، بلکه توفیق شکرگزارى خود نعمت دیگرى است از ناحیه او لذا مى فرماید: اکنون که چنین است ، فقط براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن (فصل لربک و انحر). آرى بخشنده نعمت او است ، بنابراین نماز و عبادت و قربانى که آن هم نوعى عبادت است براى غیر او معنى ندارد، مخصوصا با توجه به مفهوم رب که حکایت از تداوم نعمتها و تدبیر و ربوبیت پروردگار مى کند. کوتاه سخن اینکه ((عبادت )) خواه به صورت نماز باشد، یا قربانى کردن مخصوص رب و ولى نعمت است ، و او منحصرا ذات پاک خدا است . این در برابر اعمال مشرکان است که براى بتها سجده و قربانى مى کردند، در حالى که نعمتهاى خود را از خدا مى دانستند! و به هر حال تعبیر ((لربک )) دلیل روشنى است بر مساءله لزوم قصد قربت در عبادات . بسیارى از مفسران معتقدند که منظور نماز روز عید قربان ، و قربانى کردن در همان روز است ، ولى ظاهرا مفهوم آیه مفهوم عام و گسترده اى است هر چند نماز و قربانى روز عید یکى از مصداقهاى روشن آن است . تعبیر به ((وانحر)) از ماده ((نحر)) که مخصوص کشتن شتر است ، شاید به خاطر این است که در میان قربانیها شتر از اهمیت بیشترى برخوردار بود، و مسلمانان نخستین علاقه بسیار به آن داشتند، و قربانى کردن شتر بدون ایثار و گذشت ممکن نبود. در اینجا دو تفسیر دیگر براى آیه فوق ذکر شده است : 1 - منظور از جمله ((وانحر)) رو به قبله ایستادن به هنگام نماز است ، چرا که ماده نحر به معنى گلوگاه مى باشد، سپس عرب آن را معنى مقابله با هر چیز استعمال کرده است ، و لذا مى گویند ((منازلنا تتناحر)) یعنى : منزلهاى ما در مقابل یکدیگر است . 2 - منظور بلند کردن دستها به هنگام تکبیر و آوردن آن در مقابل گلوگاه و صورت است ، در حدیثى مى خوانیم : هنگامى که این سوره نازل شد پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) از جبرئیل سؤ ال فرمود: این ((نحیره )) اى که پروردگارم مرا به آن ماءمور ساخته چیست ؟ ((جبرئیل )) عرض کرد: ((این نحیره نیست ، بلکه خداوند به تو دستور مى دهد هنگامى که وارد نماز مى شوى موقع تکبیر، دستها را بلند کن ، و همچنین هنگامى که رکوع مى کنى یا سر از رکوع برمى دارى ، و یا سجده مى کنى ، چرا که نماز ما و نماز فرشتگان در هفت آسمان همین گونه است ، و براى هر چیزى زینتى است ، و زینت نماز بلند کردن دستها در هر تکبیر است )). و در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم که در تفسیر این آیه با دست مبارکش اشاره کرده و فرمود: منظور این است که دستها را اینگونه در آغاز نماز بلند کنى به طورى که کف آنها رو به قبله باشد. ولى تفسیر اول از همه مناسب تر است ، چرا که منظور نفى اعمال بت پرستان است که عبادت و قربانى را براى غیر خدا مى کردند، ولى با این حال جمع میان همه معانى و روایاتى که در این باب رسیده است هیچ مانعى ندارد و به خصوص اینکه درباره بلند کردن دست به هنگام تکبیرات روایات متعددى در کتب شیعه و اهل سنت نقل شده است ، به این ترتیب آیه مفهوم جامعى دارد که اینها را نیز شامل مى شود. [ نظرات / امتیازها ]
3) و در آخرین آیه این سوره با توجه به نسبتى که سران شرک به آن حضرت مى دادند مى فرماید: ((تو ابتر و بلاعقب نیستى ، دشمن تو ابتر است !)) (ان شانئک هو الابتر). ((شانى ء)) از ماده ((شنئان )) (بر وزن ضربان ) به معنى عداوت و کینه - ورزى و بدخلقى کردن است ، و ((شانى ء)) کسى است که داراى این وصف باشد. قابل توجه اینکه : ((ابتر)) در اصل به معنى ((حیوان دم بریده )) است و انتخاب این تعبیر از سوى دشمنان اسلام به منظور هتک و توهین بود، و تعبیر ((شانى ء)) بیانگر این واقعیت است که آنها در دشمنى خود حتى کمترین ادب را نیز رعایت نمى کردند، یعنى عداوتشان آمیخته با قساوت و رذالت بود، در حقیقت قرآن مى گوید: این لقب خود شما است نه پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ). از سوى دیگر همانگونه که در شاءن نزول سوره گفته شد: قریش انتظار مرگ پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و برچیده شدن بساط اسلام را داشتند، چرا که مى گفت ند او بلا عقب است ، قرآن مى گوید تو بلا عقب نیستى ، دشمنان تو بلا عقب اند! 1 - فاطمه (علیهاالسلام ) و کوثر گفتیم کوثر یک معنى جامع و وسیع دارد، و آن خیر کثیر و فراوان است ، و مصادیق آن زیاد است ، ولى بسیارى از بزرگان علماى شیعه یکى از روشن ترین مصداقهاى آن را وجود مبارک ((فاطمه زهرا)) (سلام الله علیها) دانسته اند، چرا که شاءن نزول آیه مى گوید: آنها پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) را متهم مى کردند که بلا عقب است ، قرآن ضمن نفى سخن آنها مى گوید: ما به تو کوثر دادیم . از این تعبیر استنباط مى شود که این ((خیر کثیر)) همان فاطمه زهرا (علیهاالسلام ) است ، زیرا نسل و ذریه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به وسیله همین دختر گرامى در جهان انتشار یافت نسلى که نه تنها فرزندان جسمانى پیغمبر بودند، بلکه آئین او و تمام ارزشهاى اسلام را حفظ کردند، و به آیندگان ابلاغ نمودند، نه تنها امامان معصوم اهل بیت (علیهمالسلام ) که آنها حساب مخصوص به خود دارند، بلکه هزاران هزار از فرزندان فاطمه (علیهاالسلام ) در سراسر جهان پخش ‍ شدند که در میان آنها علماى بزرگ و نویسندگان و فقها و محدثان و مفسران والا مقام و فرماندهان عظیم بودند که با ایثار و فداکارى در حفظ آئین اسلام کوشیدند. در اینجا به بحث جالبى از ((فخر رازى )) برخورد مى کنیم که در ضمن تفسیرهاى مختلف کوثر مى گوید: قول سوم این است که این سوره به عنوان رد بر کسانى نازل شده که عدم وجود اولاد را بر پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) خرده مى گرفتند، بنابراین معنى سوره این است که خداوند به او نسلى مى دهد که در طول زمان باقى مى ماند، ببین چه اندازه از اهل بیت را شهید کردند، در عین حال جهان مملو از آنها است ، این در حالى است که از بنى امیه (که دشمنان اسلام بودند) شخص قابل ذکرى در دنیا باقى نماند، سپس بنگر و ببین چقدر از علماى بزرگ در میان آنها است ، مانند باقر و صادق و رضا و نفس زکیه و. 2 - اعجاز این سوره این سوره در حقیقت سه پیشگوئى بزرگ در بردارد: از یکسو اعطاء خیر کثیر را به پیغمبر نوید مى دهد (گر چه ((اعطینا)) به صورت فعل ماضى است ، ولى ممکن است از قبیل مضارع مسلم باشد که در شکل ماضى بیان شده ) و این خیر کثیر تمام پیروزیها و موفقیتهائى را که بعدا نصیب پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) شد، به هنگام نزول این سوره در مکه قابل پیشبینى نبود، شامل مى شود. از سوى دیگر خبر مى دهد که پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) بلا عقب نخواهد بود، بلکه نسل و دودمان او به طور فراوان در جهان وجود خواهند داشت . از سوى سوم خبر مى دهد که دشمنان او ابتر و بلا عقب خواهند بود، این پیشگوئى نیز تحقق یافت ، و چنان دشمنانش تار و مار شدند که امروز اثرى از آنها باقى نمانده است ، در حالى که طوائفى همچون بنى امیه و بنى عباس که به مقابله با پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و فرزندان او برخاستند روزى آنقدر جمعیت داشتند که فامیل و فرزندان آنها قابل شماره نبود، ولى امروز اگر هم چیزى از آنها باقى مانده باشد هرگز شناخته نیست . 3 - ضمیر جمع در باره خدا براى چیست ؟ قابل توجه اینکه در اینجا و در آیات فراوان دیگرى از قرآن مجید خداوند با صیغه متکلم مع الغیر از خود یاد مى کند مى فرماید: ما کوثر را به تو عطا کردیم ! این تعبیر و مانند آن براى بیان عظمت و قدرت است ، زیرا بزرگان هنگامى که از خود سخن مى گویند نه فقط از خود که از ماءمورانشان نیز خبر مى دهند، و این کنایه از قدرت و عظمت و وجود فرمانبردارانى در مقابل اوامر است . در آیه مورد بحث کلمه ((ان )) نیز تاءکید دیگرى است بر این معنى ، و تعبیر به ((اعطیناک )) و نه ((آتیناک )) دلیل بر این است که خداوند ((کوثر)) را به حضرتش بخشیده و اعطا فرموده است ، و این بشارتى است بزرگ به پیغمبر اکرم تا در برابر یاوه گوئیهاى دشمنان قلب مبارکش آزرده نشود، و در عزم آهنینش فتور و سستى راه نیابد، و بداند تکیه گاه او خدائى است که منبع همه خیرات است و خیر کثیر در اختیار او نهاده . خداوندا! ما را از برکات این ((خیر کثیر)) که به پیامبرت مرحمت فرمودى بى نصیب مگردان . پروردگارا! تو مى دانى ما آن حضرت و ذریه طاهرینش را از صمیم دل دوست داریم ، ما را در زمره آنان محشور کن . بارالها! عظمت او و آئینش بسیار است روز به روز بر این عظمت و عزت و شوکت بیفزاى . آمین یا رب العالمین [ نظرات / امتیازها ]
 » تفسیر کشاف
1)
فی قراءة رسول الله صلی الله علیه وسلم : إنا أنطیناک ، بالنون . وفی حدیثه صلی الله علیه وسلم : " وأنطوا الثبجة " والکوثر : فوعل من الکثرة وهو المفرط الکثرة . قیل لأعرابیة رجع ابنها من السفر : بم آب ابنک ؟ قالت : آب بکوثر . وقال : وأنت کثیر یا ابن مروان طیب وکان أبوک ابن العقائل کوثرا وقیل ( الکوثر ) نهر فی الجنة . وعن النبی صلی الله علیه وسلم أنه قرأها حین أنزلت علیه فقال : " أتدرون ما الکوثر ؟ إنه نهر فی الجنة وعدنیه ربی ، فیه خیر کثیر " وروی فی صفته : أحلی من العسل ، وأشد بیاضا من اللبن ، وابرد من الثلج ، وألین من الزبد ، حافتاه الزبرجد ، وأوانیه من فضة عدد نجوم السماء . وروی : لا یظمأ من شرب منه أبدا : أول واردیه : فقراء المهاجرین : الدنسو الثیاب ، الشعث الرؤس ، الذین لا یزوجون المنعمات ، ولا تفتح لهم أبواب السدد ، یموت أحدهم وحاجته تتلجلج فی صدره ، لو أقسم علی الله لأبره ، وعن ابن عباس أنه فسر الکوثر بالخیر الکثیر ، فقال له سعید بن جبیر : إن ناسا یقولون : هو نهر فی الجنة ! فقال : هو من الخیر الکثیر [ نظرات / امتیازها ]
2)
والنحر : نحر البدن ، وعن عطیة : هی صلاة الفجر بجمع ، والنحر بمنی . وقیل : صلاة العید والتضحیة . وقیل . هی جنس الصلاة . والنحر : وضع الیمین علی الشمال ، والمعنی : أعطیت مالا غایة لکثرته من خیر الدارین الذی لم یعطه أحد غیرک ، ومعطی دلک کله أنا إله العالمین ، فاجتمعت لک الغبطتان السنیتان : إصابة أشرف عطاء وأوفره ، من أکرم معط وأعظم منهم ، فاعبد رکب الذی أعزک بإعطائه ، وشرفک وصانک من منن الخلق ، مراغما لقومک الذین یعبدون غیر الله ، وانحر لوجهه وباسمه إذا نحرت ، مخالفا لهم فی النحر للأوثان [ نظرات / امتیازها ]
3)
( إن ) من أبغضک من قومک لمخالفتک لهم ( هو الأبتر ) لا أنت ، لأن کل من یولد إلی یوم القیامة من المؤمنین فهم أولادک وأعقابک ، وذکرک مرفوع علی المنابر والمنار ، وعلی لسان کل عالم وذاکر إلی آخر الدهر ، یبدأ بذکر الله ویثنی بذکرک ، ولک فی الَخرة مالا یدخل تحت الوصف ، فمثلک لا یقال له أبتر : وإنما الأبتر هو شانئک المنسی فی الدنیا والَخرة ، وإن ذکر ذکر باللعن . وکانوا یقولون : إن محمدا صنبور : إذا مات مات ذکره . وقیل : نزلت فی العاص بن وائل ، وقد سماه الأبتر، والأبتر: الذی لا عقب له . ومنه : الحمار الأبتر الذی لاذنب له . عن رسول الله صلی الله علیه وسلم : " من قرأ سورة الکوثر سقاه الله من کل نهر فی الجنة ویکتب له عشر حسنات بعدد کل قربان قربه العباد فی یوم النحر أو یقربونه [ نظرات / امتیازها ]
  رعنا سليمان عباسي - تفسیر نمونه
1) حضرت فاطمه علیها السّلام و«کوثر»!
گفتیم «کوثر» یک معنى جامع و وسیع دارد، و آن «خیر و برکت فراوان» است، ولى بسیارى از بزرگان علماى شیعه یکى از روشنترین مصداقهاى آن را وجود مبارک «فاطمه زهرا» علیها السّلام دانسته‏اند، چرا که شأن نزول آیه مى‏گوید: آنها پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله را متهم مى‏کردند که بلا عقب است، قرآن ضمن نفى سخن آنها مى‏گوید: «ما به تو کوثر دادیم».
از این تعبیر استنباط مى‏شود که این «خیر کثیر» همان فاطمه زهرا علیها السّلام است،
زیرا نسل و ذریه پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به وسیله همین دختر گرامى در جهان انتشار یافت نسلى که نه تنها فرزندان جسمانى پیغمبر بودند، بلکه آیین او و تمام ارزشهاى اسلام را حفظ کردند، و به آیندگان ابلاغ نمودند، نه تنها امامان معصوم اهل بیت علیهم السّلام که آنها حساب مخصوص به خود دارند.

در اینجا به بحث جالبى از «فخر رازى» برخورد مى‏کنیم که در ضمن تفسیرهاى مختلف کوثر مى‏گوید:قول سوم این است که این سوره به عنوان رد بر کسانى نازل شده که عدم وجود اولاد را بر پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله خرده مى‏گرفتند، بنابر این معنى سوره این است که خداوند به او نسلى مى‏دهد که در طول زمان باقى مى‏ماند، ببین چه اندازه از اهل بیت را شهید کردند، در عین حال جهان مملوّ از آنهاست، این در حالى است که از بنى امیه (که دشمنان اسلام بودند) شخص قابل ذکرى در دنیا باقى نماند، سپس بنگر و ببین چقدر از علماى بزرگ در میان آنهاست. مانند باقر و صادق و رضا و نفس زکیه.
هزاران هزار از فرزندان فاطمه علیها السّلام در سراسر جهان پخش شدند، در میان آنها نویسندگان و فقها و محدثان و مفسران والا مقام و فرماندهان عظیم بودند که با ایثار و فداکارى در حفظ آیین اسلام کوشیدند.

[ نظرات / امتیازها ]
  سيد مصطفي فاطمي کيا - تفسیر المیزان
1) انا اعطیناک الکوثر
در مجمع البیان مى گوید: کلمه (کوثر) بر وزن (فوعل ) به معناى چیزى است که شانش آن است که کثیر باشد، و کوثر به معناى خیر کثیر است .
ولى مفسرین در تفسیر کوثر و اینکه کوثر چیست اختلافى عجیب کرده اند: بعضى گفته اند: خیر کثیر است . و بعضى معانى دیگرى کرده اند که فهرست وار از نظر خواننده مى گذرد:
1 - نهرى است در بهشت . 2 - حوض خاص رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) در بهشت و یا در محشر است . 3 - اولاد رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) است . 4 - اصحاب و پیروان آن جناب تا روز قیامت است . 5 - علماى امت او است . 6 - قرآن و فضائل بسیار آن . 7 - مقام نبوت است . 8 - تیسیر قرآن و تخفیف شرایع و احکام است . 9 - اسلام است . .1 - توحید است . 11 - علم و حکمت است . 12 - فضائل رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم )است . 13 - مقام محمود است . 14 - نور قلب شریف رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله وسلم ) است . و از این قبیل اقوالى دیگر که به طورى که از بعضى از مفسرین نقل شده بالغ بر بیست و شش قول است .
صاحبان دو قول اول استدلال کرده اند به بعضى روایات ، و اما باقى اقوال هیچ دلیلى ندارند به جز تحکم و بى دلیل حرف زدن ، و به هر حال اینکه در آخر سوره فرمود: (ان شانئک هو الابتر) با در نظر گرفتن اینکه کلمه (ابتر) در ظاهر به معناى اجاق کور است ، و نیز با در نظر گرفتن اینکه جمله مذکور از باب قصر قلب است ، چنین به دست مى آید که منظور از کوثر، تنها و تنها کثرت ذریه اى است که خداى تعالى به آن جناب ارزانى داشته ، (و برکتى است که در نسل آن جناب قرار داده )، و یا مراد هم خیر کثیر است و هم کثرت ذریه ، چیزى که هست کثرت ذریه یکى از مصادیق خیر کثیر است ، و اگر مراد مساله ذریه به استقلال و یابه طور ضمنى نبود، آوردن کلمه (ان ) در جمله (ان شانئک هو الابتر) فایده اى نداشت ، زیرا کلمه (ان ) علاوه بر تحقیق ، تعلیل را هم مى رساند و معنا ندارد بفرماید ما به تو حوض دادیم ، چون که بدگوى تو اجاق کور است و یا بى خبر است .
و روایات هم بسیار زیاد رسیده که سوره مورد بحث در پاسخ کسى نازل شده که رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) را به اجاق کورى زخم زبان زد و این زخم زبان هنگامى بود که قاسم و عبد اللّه دو فرزندان رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله وسلم ) از دنیا رفتند، پس با این بیان روشن شد که سخن آن مفسر که گفته : (منظور صاحب این زخم زبان از کلمه (ابتر) بریدگى از مردم یا انقطاع از خیر بوده و خداى تعالى در رد گفتارش فرموده او خودش منقطع از هر چیز است ) سخن بى وجهى است .
و چون جمله (انا اعطیناک ...) در مقام منت نهادن بود، با سیاق متکلم مع الغیر (ما) آمد که بر عظمت دلالت مى کند، و چون منظور از آن خوشدل ساختن رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله وسلم ) بود مطلب را با واژه اعطاء که ظاهر در تملیک است بیان داشت و فرمود: ما به تو کوثر عطا کردیم .
و این جمله از این دلالت خالى نیست که فرزندان فاطمه (علیهاالسلام ) ذریه رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) هستند، و این خود یکى از خبرهاى غیبى قرآن کریم است ، چون همانطور که مى بینیم خداى تعالى بعد از درگذشت آن حضرت برکتى در نسل آن جناب قرار داد، به طورى که در همه عالم هیچ نسلى معادل آن دیده نمى شود، آن هم با آن همه بلاها که بر سر ذریه آن جناب آوردند و گروه گروه از ایشان را کشتند. [ نظرات / امتیازها ]
2) فصل لربک و انحر
از ظاهر سیاق و ظاهر اینکه حرف (فاء) بر سر این جمله در آمده ، استفاده مى شود که امر به نماز و نحر شتر، که متفرع بر جمله (انا اعطیناک الکوثر) شده ، از باب شکر نعمت است ، و چنین معنا مى دهد، حال که ما بر تو منت نهادیم و خیر کثیرت دادیم این نعمت بزرگ را با نماز و نحر شکرگزارى کن .
و مراد از (نحر) بنا بر روایاتى که از طرق شیعه و سنى از رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله وسلم ) و از على (علیه السلام ) رسیده ، و نیز روایاتى که شیعه از امام صادق و سایر ائمه اهل بیت (علیهم السلام ) روایت کرده ، دست بلند کردن به طرف گردن در هنگام تکبیر گفتن براى نماز است .
ولى بعضى گفته اند: معنایش این است که نماز عید قربان بخوان ، و شتر هم قربانى کن ، ( چون کلمه نحر به معناى سر بریدن شتر به آن نحو خاص است ، همچنان که کلمه ذبح به معناى سر بریدن سایر حیوانات است ).
بعضى دیگر گفته اند: معنایش این است که براى پروردگارت نماز بخوان ، و وقتى سر از رکوع بر مى دارى به طور کامل بایست .
بعضى دیگر معانى دیگرى هم ذکر کرده اند. [ نظرات / امتیازها ]
  نيره تقي زاده فايند - تفسیرهدایت
1) [1] ‌خدا‌ ‌به‌ فرستاده ‌خود‌ کوثر ‌را‌ بخشید ‌که‌ خیری‌ بزرگ‌ ‌است‌ و ‌آن‌ ‌را‌ رحمتی‌ اهدا شده ‌به‌ همه جهانیان‌ و وسیله رسیدن‌ برکات‌ ‌خدا‌ ‌به‌ مؤمنان‌ قرار داد.

«إِنّا أَعطَیناک‌َ الکَوثَرَ‌-‌ ‌ما ‌به‌ تو کوثر ‌را‌ بخشیدیم‌.»گفته‌اند ‌که‌: کوثر مشتق‌ ‌از‌ کثیر ‌است‌، ‌به‌ همان‌ گونه‌ ‌که‌ نوفل‌ مشتق‌ ‌از‌ نفل‌ و جوهر مشتق‌ ‌از‌ جهر ‌است‌، و بدین‌ گونه‌ اعراب‌ ‌از‌ ‌هر‌ چیز کثیر و بسیار ‌در‌ کمیت‌، و بزرگ‌ ‌در‌ تنوع‌ ‌با‌ لفظ کوثر یاد می‌کند.

‌در‌ تأویل‌ کلمه کوثر گفته‌ها فراوان‌ ‌است‌ و جامع‌ ‌آنها‌ ‌اینکه‌ گفته‌ ‌است‌ ‌که‌:

‌خدا‌ ‌به‌ پیامبر ‌خود‌ خیر فراوان‌ بخشیده‌ ‌است‌ ‌که‌ همه میدانهای‌ خیر و ابعاد زندگی‌ ‌او‌ ‌را‌ فرا می‌گیرد: ‌از‌ رسالت‌ مبارک‌ ‌تا‌ ذرّیه پاکیزه‌ و امت‌ گواه‌ و نام‌ نیکو و شفاعت‌ کردن‌ ‌در‌ نزد ‌خدا‌ و حوضی‌ ‌که‌ ‌از‌ مهمانان‌ پروردگار پیش‌ ‌از‌ ‌در‌ آمدن‌ ‌ایشان‌ ‌به‌ بهشت‌ ‌در‌ کنار ‌آن‌ پذیرایی‌ می‌شود.

ولی‌ بزرگترین‌ تأویل‌ کوثر کتاب‌ و عترت‌ ‌است‌، ‌برای‌ ‌آن‌ ‌که‌ دو دستگیره‌ و وزنه سنگین‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌رسول‌ اللّه‌ (ص‌) ‌پس‌ ‌از‌ ‌خود‌ ‌برای‌ امت‌ برجای‌ گذاشته‌ و ‌به‌ تمسک‌ جستن‌ ‌به‌ ‌آنها‌ فرمان‌ داده‌ و چنین‌ افزوده‌ ‌است‌ ‌که‌: «‌آن‌ دو ‌از‌ یکدیگر جدا نخواهند شد ‌تا‌ ‌در‌ کنار حوض‌ ‌بر‌ ‌من‌ وارد شوند».

بدین‌ گونه‌ حوض‌ کوثر ‌در‌ بهشت‌ ‌ یا ‌ ‌در‌ دهانه ‌آن‌ مجسم‌ کننده کوثری‌ ‌است‌ ‌که‌ تجسم‌ ‌آن‌ ‌در‌ دنیا ‌به‌ کتاب‌ ‌خدا‌ و عترت‌ فرستاده ‌او‌ بوده‌ ‌است‌.

‌اینکه‌ تفسیر ‌با‌ سیاق‌ سوره‌ متناسب‌ ‌است‌ ‌که‌ بدگوی‌ ‌رسول‌ ‌را‌ دم‌ بریده‌ خوانده‌ ‌است‌، و مفهوم‌ ‌آن‌ ‌اینکه‌ ‌است‌ ‌که‌ عترت‌ و ذرّیه ‌رسول‌ ‌پس‌ ‌از‌ ‌او‌ امتداد پیدا می‌کند، ‌بر‌ عکس‌ عاص‌ ‌بن‌ وائل‌ سهمی‌ ‌که‌ گفته‌اند ‌او‌ کسی‌ بوده‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌رسول‌ ‌را‌ ابتر و بلا عقب‌ خوانده‌ و ‌اینکه‌ سوره‌ ‌در‌ حق‌ ‌او‌ نازل‌ ‌شده‌ و ‌او‌ ‌را‌ ابتر خوانده‌ ‌است‌.

‌در‌ سبب‌ نزول‌ ‌اینکه‌ سوره‌ چنین‌ آمده‌ ‌است‌: ‌رسول‌ اللّه‌‌-‌ ‌صلی‌ اللّه‌ ‌علیه‌ و آله‌‌-‌ ‌از‌ باب‌ صفا وارد خانه ‌خدا‌ و ‌از‌ باب‌ مروه‌ ‌از‌ ‌آن‌ خارج‌ و ‌با‌ عاص‌ ‌بن‌ وائل‌ سهمی‌ رو ‌به‌ رو شد، و چون‌ عاص‌ ‌به‌ نزد قریش‌ بازگشت‌، ‌از‌ ‌او‌ پرسیدند ‌که‌ ‌با‌ چه‌ کس‌ رو ‌به‌ رو شدی‌! و ‌او‌ ‌گفت‌: ‌با‌ ‌آن‌ ابتر، و مقصودش‌ پیامبر اسلام‌‌-‌ ‌صلی‌ اللّه‌ ‌علیه‌ و آله‌‌-‌ ‌بود‌ و ‌اینکه‌ سوره‌ ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ نازل‌ شد.«1»‌در‌ نصوص‌ مربوط ‌به‌ تفسیر ‌اینکه‌ کلمه‌ اشاره‌ ‌به‌ اهل‌ بیت‌ پیامبر ‌شده‌، و ‌اینکه‌ ‌که‌ چگونه‌ ستمگران‌ ‌بر‌ اهل‌ بیت‌ ‌را‌ ‌پس‌ ‌از‌ پیامبر ‌از‌ دست‌ یافتن‌ ‌به‌ حوض‌ کوثر منع‌ خواهند کرد.

‌إبن‌ مردویه‌ ‌از‌ انس‌ نقل‌ کرده‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌گفت‌: «‌بر‌ ‌رسول‌ اللّه‌‌-‌ ‌صلی‌ اللّه‌ ‌علیه‌ و آله‌ و ‌سلّم‌‌-‌ داخل‌ شدم‌ و ‌به‌ ‌من‌ ‌گفت‌: «‌به‌ ‌من‌ کوثر داده‌ شد» و ‌من‌ گفتم‌: ‌ یا ‌ ‌رسول‌ اللّه‌؟ کوثر چیست‌! ‌گفت‌: «نهری‌ ‌است‌ ‌در‌ بهشت‌ ‌که‌ پهنا و درازای‌ ‌آن‌ ‌به‌ اندازه فاصله میان‌ خاور و باختر ‌است‌، و ‌هر‌ کس‌ ‌از‌ ‌آن‌ بنوشد تشنه‌ نخواهد شد، و ‌هر‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌آن‌ وضو بسازد هرگز کثیف‌ نمی‌شود، ‌از‌ ‌آن‌ کسی‌ ‌که‌ پیمان‌ مرا شکسته‌ ‌ یا ‌ یکی‌ ‌از‌ اهل‌ بیت‌ مرا کشته‌ ‌باشد‌، نخواهد چشید».«2»

‌به‌ همین‌ سبب‌ فخر رازی‌ ‌از‌ ‌اینکه‌ گفته‌ یاد کرده‌ و ‌با‌ آوردن‌ بعضی‌ ‌از‌ شواهد ‌به‌ تأیید ‌آن‌ پرداخته‌ ‌است‌. وی‌ گوید: قول‌ سوم‌ ‌اینکه‌ ‌است‌ ‌که‌ مقصود ‌از‌ کوثر اولاد ‌او‌ ‌است‌، ‌از‌ ‌آن‌ روی‌ ‌که‌ ‌اینکه‌ سوره‌ ‌در‌ نکوهش‌ عیب‌ گیران‌ ‌بر‌ ‌او‌ ‌به‌ ‌اینکه‌ ‌که‌ ابتر و بی‌پسر ‌است‌ آمد، ‌پس‌ معنی‌ ‌آن‌ می‌شود ‌که‌: ‌خدا‌ ‌به‌ ‌او‌ نسلی‌ می‌بخشد ‌که‌ ‌با‌ گذشت‌ زمان‌ باقی‌ می‌مانند، و ‌در‌ نظر بیاورید ‌که‌ چه‌ اندازه‌ ‌از‌ اهل‌ بیت‌ ‌او‌ ‌به‌ قتل‌ رسیدند و هنوز جهان‌ آکنده ‌از‌ ‌ایشان‌ ‌است‌، ‌در‌ صورتی‌ ‌که‌ ‌از‌ بنی‌ امیه‌ کسی‌ ‌که‌ مورد اعتنا ‌باشد‌ ‌بر‌ جای‌ نمانده‌ ‌است‌، و ‌به‌ ‌آن‌ توجه‌ داشته‌ باشید ‌که‌ چه‌ اندازه‌ ‌از‌ علما همچون‌ باقر و صادق‌ و کاظم‌ و رضا‌-‌ ‌علیهم‌ ‌السلام‌‌-‌ و نفس‌ زکیه‌ و امثال‌ ‌ایشان‌ ‌در‌ میان‌ اهل‌ بیت‌ وجود پیدا کرده‌ ‌است‌.«3»

‌اینکه‌ پرسش‌ باقی‌ می‌ماند ‌که‌: آیا کوثر ‌در‌ قیامت‌ حوض‌ بزرگی‌ ‌در‌ آستانه بهشت‌ ‌است‌ ‌ یا ‌ نهر بزرگی‌ ‌در‌ سراسر ‌آن‌!

شاید کوثر نهری‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌در‌ آستانه بهشت‌ ظاهر می‌شود و ‌در‌ حوضی‌ بزرگ‌ می‌ریزد.‌در‌ پایان‌ ‌از‌ بعضی‌ احادیث‌ ‌در‌ توصیف‌ ‌اینکه‌ نهر و حوض‌ یاد می‌کنیم‌:

‌در‌ حدیث‌ منسوب‌ ‌به‌ ‌إبن‌ عباس‌ آمده‌ ‌است‌ ‌که‌: چون‌ «إنّا أعطیناک‌ الکوثر» ‌بر‌ ‌رسول‌ اللّه‌ نازل‌ شد، ‌علی‌ ‌بن‌ ابی‌ طالب‌ ‌به‌ ‌او‌ ‌گفت‌: «ای‌ ‌رسول‌ ‌خدا‌؟ کوثر چیست‌!» ‌گفت‌ «نهری‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌خدا‌ ‌به‌ ‌من‌ بخشیده‌ ‌است‌» و ‌علی‌ ‌گفت‌:

«‌اینکه‌ نهری‌ شریف‌ ‌است‌ ‌پس‌ ‌آن‌ ‌را‌ ‌برای‌ ‌ما توصیف‌ کن‌» ‌گفت‌: «آری‌ ای‌ ‌علی‌؟ کوثر نهری‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ زیر عرش‌ روان‌ ‌است‌، و آب‌ ‌آن‌ سفیدتر ‌از‌ شیر و شیرین‌تر ‌از‌ عسل‌ و نرمتر ‌از‌ کره‌ ‌است‌، ریگ‌ ‌آن‌ زبرجد و یاقوت‌ و مرجان‌، و گیاه‌ ‌آن‌ زعفران‌، و خاک‌ ‌آن‌ مشک‌ اذفر (تیز بوی‌) ‌است‌، پایگاههای‌ ‌آن‌ ‌در‌ زیر عرش‌ خدای‌ عزّ و جل‌ّ ‌است‌» و سپس‌ ‌رسول‌ اللّه‌ دست‌ ‌به‌ پهلوی‌ ‌علی‌ زد و ‌گفت‌: «ای‌ ‌علی‌؟ ‌اینکه‌ نهر ‌از‌ ‌آن‌ ‌من‌ و تو و دوستداران‌ تو ‌پس‌ ‌از‌ ‌من‌ ‌است‌».«4»

و مسلم‌ ‌در‌ صحیح‌ ‌خود‌ ‌از‌ انس‌ روایت‌ کرده‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌گفت‌: یک‌ روز ‌که‌ ‌رسول‌ ‌خدا‌ ‌در‌ میان‌ ‌ما ‌بود‌، ناگهان‌ ‌به‌ خواب‌ رفت‌ و سپس‌ خندان‌ سر ‌خود‌ ‌را‌ بلند کرد و ‌من‌ گفتم‌ ‌که‌ ‌ یا ‌ ‌رسول‌ اللّه‌ چه‌ چیز تو ‌را‌ ‌به‌ خنده‌ برانگیخت‌! ‌گفت‌: «سوره‌ای‌ ‌که‌ پیش‌ ‌از‌ ‌آن‌ ‌بر‌ ‌من‌ نازل‌ ‌شده‌ ‌بود‌» و سوره کوثر ‌را‌ خواند، و ‌آن‌ گاه‌ ‌گفت‌: «آیا می‌دانید ‌که‌ کوثر چیست‌!» و ‌ما گفتیم‌ ‌که‌ ‌خدا‌ و فرستاده‌اش‌ داناترند، ‌گفت‌:

«‌آن‌ نهری‌ ‌است‌ ‌که‌ پروردگارم‌ ‌به‌ ‌من‌ وعده‌ داد، و ‌آن‌ ‌را‌ خیر فراوان‌ ‌است‌، و ‌آن‌ حوضی‌ ‌است‌ ‌که‌ امت‌ ‌من‌ ‌در‌ روز قیامت‌ ‌بر‌ ‌آن‌ وارد می‌شوند.

‌پس‌ می‌گویم‌: پروردگارا؟ امتم‌، و ‌آن‌ گاه‌ گفته‌ می‌شود ‌که‌: تو نمی‌دانی‌ ‌که‌ ‌پس‌ ‌از‌ تو چه‌ کارها کرده‌اند».«5»

[ نظرات / امتیازها ]
2) [2] بنده‌ هنگامی‌ شایستگی‌ بهره‌ برداری‌ ‌از‌ همه نعمتهای‌ الاهی‌ ‌را‌ پیدا می‌کند ‌که‌ ‌به‌ معرفت‌ خدای‌ ‌تعالی‌ و تقرب‌ پیدا کردن‌ ‌به‌ ‌او‌ دست‌ یافته‌ ‌باشد‌. کسی‌ ‌را‌ مشاهده‌ می‌کنی‌ ‌که‌ ‌خدا‌ نعمت‌ امن‌ و عافیت‌ و ثروتمندی‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌او‌ ارزانی‌ داشته‌،ولی‌ ‌او‌ منکر پروردگار خویش‌ ‌است‌؟ ‌به‌ تباه‌ کردن‌ ‌اینکه‌ نعمتها ‌با‌ کفران‌ ‌آنها‌ می‌پردازد، و امنیت‌ ‌را‌ ‌برای‌ پراکندن‌ و ترویج‌ فساد، و عافیت‌ ‌را‌ ‌در‌ پیروی‌ ‌از‌ شهوات‌، و ثروت‌ ‌را‌ ‌در‌ سرکشی‌ و طغیان‌ ‌به‌ مصرف‌ می‌رساند، ‌به‌ همان‌ گونه‌ ‌که‌ نعمتهای‌ الاهی‌ ‌را‌ آزمندی‌ و طمع‌ و اضطراب‌ و نومیدی‌ و بد خلقی‌ تباه‌ می‌سازد؟ بزرگترین‌ نعمت‌ ‌خدا‌ ‌بر‌ آدمی‌ رسالت‌ الاهی‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ راههای‌ سلام‌ راهنمایی‌ می‌کند، و ‌در‌ تسخیر زندگی‌ ‌به‌ یاری‌ ‌او‌ ‌بر‌ می‌خیزد، و رهبر ‌او‌ ‌به‌ زندگی‌ برتر می‌شود، ولی‌ ‌اینکه‌ رسالت‌ ‌را‌ نیز ‌به‌ نوبه ‌خود‌ کسی‌ می‌تواند تحمل‌ کند ‌که‌ ‌خدا‌ ‌را‌ بشناسد و ‌با‌ عمل‌ و ادا کردن‌ حقوقی‌ ‌که‌ ‌بر‌ گردن‌ دارد ‌به‌ سپاسگزاری‌ ‌در‌ مقابل‌ ‌آن‌ برخیزد.

نماز و زکات‌ دو ستون‌ رسالت‌ الاهی‌ ‌است‌، بدان‌ سبب‌ ‌که‌ نماز انسان‌ ‌را‌ ‌به‌ نور پروردگارش‌ می‌رساند، و زکات‌ قلب‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ حرص‌ و بخل‌ و ‌خود‌ پسندی‌ و پرستش‌ دینار پاک‌ می‌کند ... و ‌خدا‌ ‌پس‌ ‌از‌ بیان‌ نعمت‌ کوثر ‌به‌ ‌آن‌ ‌هر‌ دو اشاره‌ کرده‌ و گفته‌ ‌است‌:

«فَصَل‌ِّ لِرَبِّک‌َ وَ انحَر‌-‌ ‌پس‌ ‌برای‌ پروردگارت‌ نماز گزار و قربانی‌ کن‌.»

‌هر‌ چه‌ یقین‌ آدمی‌ ‌به‌ پروردگارش‌‌-‌ ‌از‌ طریق‌ نماز و زکات‌‌-‌ افزایش‌ یابد، راهیابی‌ و رستگاری‌ و بهره‌مندی‌ ‌از‌ نعمتهای‌ ‌خدا‌ و ‌از‌ جمله‌ نعمت‌ کوثری‌ ‌که‌ کتاب‌ ‌خدا‌ و عترت‌ ‌رسول‌ اللّه‌ ‌است‌ نیز افزایش‌ پیدا می‌کند، و ‌اینکه‌ نماز می‌تواند ‌در‌ ‌هر‌ جا بوده‌ ‌باشد‌: نماز عید قربان‌ ‌در‌ روز دهم‌ ماه‌ ذو الحجّة، ‌ یا ‌ نماز بامداد ‌در‌ مزدلفة، ‌ یا ‌ ‌هر‌ نماز واجب‌، ‌که‌ ‌در‌ نتیجه‌ سپاسگزاری‌ شایسته‌ ‌در‌ برابر نعمت‌ کوثر محسوب‌ می‌شود.

نیز چنین‌ ‌است‌ قربانی‌ کردن‌، خواه‌ ‌در‌ روز عید ‌در‌ منی‌ بوده‌ ‌باشد‌، و خواه‌ ‌در‌ جایی‌ دیگر، ‌در‌ ‌هر‌ حال‌ نقش‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌در‌ پاک‌ کردن‌ قلب‌ ایفا می‌کند.

میان‌ مفسران‌ ‌در‌ تأویل‌ ‌اینکه‌ ‌آیه‌ همچون‌ ‌در‌ آیه پیش‌ ‌از‌ ‌آن‌ اقوال‌ گوناگونی‌ ‌است‌ ‌که‌ می‌توان‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌در‌ معنی‌ کلی‌ واحدی‌ جمع‌ کرد ‌که‌ پیشتر ‌از‌ ‌آن‌ سخن‌ گفتیم‌.ولی‌ نصهایی‌ ‌در‌ دست‌ ‌است‌ ‌که‌ بنا ‌بر‌ ‌آنها‌ صریحا معنی‌ نحر ‌در‌ ‌اینکه‌ جا برداشتن‌ دست‌ رو ‌به‌ قبله‌ ‌در‌ هنگام‌ نماز ‌است‌ ‌که‌ بعضی‌ ‌از‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌در‌ ‌اینکه‌ جا می‌آوریم‌:

‌در‌ روایت‌ ‌است‌ ‌که‌ چون‌ ‌از‌ امام‌ صادق‌‌-‌ ‌علیه‌ ‌السلام‌‌-‌ درباره ‌اینکه‌ ‌آیه‌ پرسیدند، دستهای‌ ‌خود‌ ‌را‌ رو ‌به‌ قبله‌ بلند کرد و ‌گفت‌ ‌که‌ آغاز نماز باید چنین‌ بوده‌ ‌باشد‌.«6»

بیهقی‌ ‌در‌ سنن‌ ‌خود‌ و جز ‌آن‌ ‌از‌ ‌علی‌ ‌بن‌ ابی‌ طالب‌‌-‌ ‌علیه‌ ‌السلام‌‌-‌ روایت‌ کرده‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌گفت‌: «هنگامی‌ ‌که‌ ‌بر‌ پیامبر‌-‌ ‌صلی‌ اللّه‌ ‌علیه‌ و آله‌‌-‌ سوره «إنّا أعطیناک‌ الکوثر» نازل‌ شد، پیامبر ‌به‌ جبرییل‌ ‌گفت‌: ‌که‌ ‌اینکه‌ قربانی‌ ‌که‌ پروردگارم‌ مرا ‌به‌ ‌آن‌ فرمان‌ داده‌ ‌است‌ چیست‌! و ‌او‌ ‌گفت‌ ‌که‌: ‌آن‌ قربانی‌ نیست‌، بلکه‌ ‌خدا‌ فرمانت‌ می‌دهد ‌که‌ چون‌ ‌به‌ نماز می‌ایستی‌، ‌در‌ هنگام‌ تکبیر گفتن‌ دستهایت‌ ‌را‌ بلند کنی‌، و نیز ‌پس‌ ‌از‌ پایان‌ یافتن‌ رکعت‌ و ‌پس‌ ‌از‌ برداشتن‌ سر ‌از‌ رکوع‌ چنین‌ کنی‌، ‌که‌ ‌اینکه‌ نماز ‌ما و نماز فرشتگان‌ ‌در‌ هفت‌ آسمان‌ ‌است‌، و ‌هر‌ چیزی‌ ‌را‌ زینتی‌ ‌است‌ و زینت‌ نماز بلند کردن‌ دستها ‌در‌ هنگام‌ ‌هر‌ تکبیر ‌است‌».«7»

‌من‌ ‌به‌ معنی‌ جامعی‌ دست‌ نیافتم‌ ‌که‌ ‌اینکه‌ تفسیر و تفسیر پیش‌ ‌از‌ ‌آن‌ ‌که‌ بعضی‌ ‌از‌ نصوص‌ درباره ‌آن‌ تأکید کرده‌اند ‌هر‌ دو ‌را‌ شامل‌ شود. ولی‌ می‌توان‌ ‌گفت‌ ‌که‌: بلند کردن‌ دست‌ علامت‌ آمادگی‌ ‌برای‌ فدا کردن‌ نفس‌ ‌است‌، و چنان‌ ‌است‌ ‌که‌ گویی‌ انسان‌ ‌به‌ قربانی‌ کردن‌ و نحر ‌آن‌ اشاره‌ و ‌آن‌ ‌را‌ ‌به‌ پروردگار خویش‌ تقدیم‌ می‌کند، ‌در‌ صورتی‌ ‌که‌ قربانی‌ کردن‌ بدن‌ ‌در‌ منی‌ ‌به‌ معنی‌ حقیقی‌ کلمه نحر ‌است‌.

و ‌هر‌ چه‌ ‌باشد‌، ‌از‌ سعید ‌بن‌ جبیر روایت‌ ‌شده‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌گفت‌: ‌اینکه‌ ‌آیه‌ ‌در‌ روز حدیبیة نازل‌ شد ‌که‌ ‌در‌ ‌آن‌ پیامبر ‌با‌ قریش‌ صلح‌ کرد و جبرییل‌ آمد و ‌گفت‌:

انحر و ارجع‌ قربانی‌ کن‌ و باز گرد.«8»‌در‌ حدیثی‌ ‌به‌ جا مانده‌ ‌از‌ امام‌ باقر‌-‌ ‌علیه‌ ‌السلام‌‌-‌ آمده‌ ‌است‌ ‌که‌ معنی‌ نحر آمادگی‌ ‌در‌ قیام‌ ‌است‌ و ‌گفت‌: «نحر اعتدال‌ ‌در‌ ایستادن‌ ‌است‌ ‌به‌ ‌اینکه‌ ‌که‌ چنان‌ بایستد ‌که‌ گردن‌ و پشت‌ ‌او‌ راست‌ بایستد».«9»

گروهی‌ ‌از‌ مفسران‌ گفته‌اند: «انحر» ‌به‌ معنی‌ قربانی‌ ‌را‌ آغاز کن‌، و قربانی‌ جز ‌در‌ حال‌ اعتدال‌ آغاز نمی‌شود، و گفته‌اند ‌که‌ تناحر ‌به‌ معنی‌ تقابل‌ ‌از‌ ‌آن‌ گرفته‌ ‌شده‌ ‌است‌، ولی‌ چنان‌ می‌نماید ‌که‌ معنی‌ اول‌ ‌با‌ قرآن‌ بیشتر هماهنگ‌ ‌است‌:

‌از‌ ‌آن‌ روی‌ ‌که‌ ‌از‌ صلاة جز مقرون‌ ‌با‌ زکات‌ ‌ یا ‌ انفاق‌ یاد نمی‌شود. [ نظرات / امتیازها ]
3) [3] ‌از‌ اعجاز قرآن‌ ‌اینکه‌ ‌است‌ ‌که‌ روزی‌ ‌خدا‌ فرستاده ‌خود‌ ‌را‌ ‌به‌ کوثر بشارت‌ داده‌ ‌است‌ ‌که‌ گروه‌های‌ قریش‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ محاصره‌ قرار داده‌ بودند و یاران‌ ‌او‌ ‌را‌ عذاب‌ می‌دادند، و نزدیک‌ ‌بود‌ ‌بر‌ ‌او‌ دست‌ یابند، و اکنون‌ دین‌ اسلام‌ ‌در‌ زمین‌ آشکار ‌شده‌، و ‌رسول‌ اللّه‌ ‌به‌ صورت‌ بزرگترین‌ شخصیت‌ ‌در‌ همه زمانها و مکانها ‌در‌ آمده‌ ‌است‌، ‌در‌ صورتی‌ ‌که‌ نسل‌ بدگویان‌ ‌او‌ بریده‌ ‌شده‌ و افسانه‌ای‌ بیش‌ ‌از‌ آنان‌ نمانده‌، چنان‌ ‌که‌ پروردگار ‌ما سبحانه‌ و ‌تعالی‌ گفته‌ ‌است‌:

«إِن‌َّ شانِئَک‌َ هُوَ الأَبتَرُ‌-‌ بد گوی‌ تو دمبریده‌ و بی‌عقب‌ و جانشین‌ ‌است‌.»

یاد ‌او‌ جز ‌در‌ لعنت‌ و بیزاری‌ ‌از‌ ‌او‌ بریده‌ و فراموش‌ ‌شده‌ ‌است‌.

خواه‌ ‌اینکه‌ بد گو عاص‌ ‌بن‌ وائل‌ بوده‌ ‌باشد‌ ‌ یا ‌ ابو جهل‌ ‌ یا ‌ عقبة ‌بن‌ ابی‌ معیط ‌ یا ‌ کسانی‌ دیگر، و خواه‌ مناسبت‌ سخن‌ گفتن‌ ‌ایشان‌ درباره ‌رسول‌ اللّه‌ موت‌ قاسم‌ ‌إبن‌ ‌رسول‌ اللّه‌ ‌در‌ مکه‌ بوده‌ ‌باشد‌ ‌ یا ‌ پسر دیگرش‌ ابراهیم‌ ‌در‌ مدینه‌، تفاوتی‌ پیدا نمی‌شود، چه‌ ‌اینکه‌ خط جاهلی‌ بریده‌ ‌شده‌ و خط پیامبر ‌در‌ گذشت‌ زمانها پیوسته‌ نور افشانی‌ کرده‌ ‌است‌، و «شانئ‌» دشمن‌ حسود و کینه‌ توز ‌است‌، و «ابتر» ‌از‌ «بتر» ‌به‌ معنی‌ بریدن‌ ‌است‌ و اعراب‌ کسی‌ ‌را‌ ‌که‌ پسری‌ نداشته‌ ‌باشد‌ ابتر می‌نامیدند، و گفته‌اند ‌که‌: پیامبر ‌به‌ ‌اینکه‌ صفت‌ متهم‌ ‌شده‌ ‌بود‌، بدان‌ سبب‌ ‌که‌ آنان‌ ‌را‌ ترک‌ کرد و ‌از‌ ‌ایشان‌ برید و ‌به‌ مخالفت‌ ‌با‌ آنان‌ برخاست‌، ولی‌ آنان‌ کسانی‌ بودند ‌که‌ بریده‌ و بیگانه‌ شدند. [ نظرات / امتیازها ]
 » یوسفعلی
1) 6286. Kawthar literally means "good in abundance". It is the abundant bounty which Allah bestowed on Prophet Muhammad (peace be on him). This includes a river (or fountain) in heaven of this name which Allah has promised the Prophet (peace be on him). [Eds.]. [ نظرات / امتیازها ]
2) 6287. He who grants these blessings is Allah, and to Allah alone must we turn in adoration and thanksgiving, and in sacrifice. Nahr = sacrifice: in a restricted ritual sense, the sacrifice of camels: see n. 2813 to 22:36. But the ritual is a mere Symbol. Behind it is a deep spiritual meaning; the meat slaughtered feeds the poor, and the slaughter is a symbol of the self-sacrifice in our hearts. "It is not their meat nor their blood, that reaches Allah; it is your piety that reaches Him" (22:37). [ نظرات / امتیازها ]
3) 6288. Hatred and spite are not constructive contributions to the work of this world, but its opposites. Abu Jahl and his Pagan confederates vented their personal spite and venom against the Prophet by taunting him with the loss of his two infant sons by Khadijah, but where were these venomous detractors a few years afterwards, when the divine Light shone more brilliantly than ever? It was these that were cut off from all future hope, in this world and the next. [ نظرات / امتیازها ]
  سمانه عباس نژاد - تفسیر المیزان
3) کلمه : (شانى ء) به معناى دشمن خشمگین، و کلمه (ابتر) به معناى اجاق کور است، و این کسى که چنین زخم زبانى به آن جناب زده بود عاصى بن وائل بوده.
بعضى گفته اند: مراد از ابتر منقطع از خیر، و یا منقطع از قوم خویش است، که خواننده توجه فرمود این قول با روایات شان نزول نمى سازد.
بحث روایتى
در الدر المنثور است که بخارى ابن جریر و حاکم از طریق ابى بشر از سعید بن جبیر از ابن عباس روایت کرده اند که گفت : کوثر آن خیرى است که خداى تعالى به رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) داد. ابو بشر مى گوید: به سعید بن جبیر گفتم جمعى از مردم معتقدند که کوثر نام نهرى در بهشت است. سعید گفت نهرى هم که در بهشت است یکى از خیرهایى است که خداى تعالى به آن جناب ارزانى داشته.
[ نظرات / امتیازها ]
  علي اصغر - تفسیرنور
1) این سوره سه آیه دارد و در مکه نازل شده و کوچک ترین سوره قرآن کریم است.نام سوره برگرفته از آیه اول است و به معنای خیر کثیر و فراوان می باشد.براساس روایات متعدد از شیعه و سنی، عاص بن وائل، پدر عمر و عاص که از بزرگان مشرکان مکه بود، پس از آنکه پسرپیامبر(عبدالله) از دنیا رفت و آن حضرت دیگر پسری نداشت، از روی طعنه و زخم زبان، پیامبر(ص) را ابتر و بدون دنباله خواند.خداوند برای تسلی خاطر پیامبر(ص) و پاسخ به این سخن نابجا، سوره کوثر را نازل فرمود و ناکام بودن دشمنان و دوام و بقای نسل و فکر پیامبر(ص) را خبر داد.
در روایات، برای کسی که این سوره را در نمازهای واجب و مستحب بخواند، سیراب شدن از حوض کوثر در قیامت، وعده داده شده است
[ نظرات / امتیازها ]