از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
شماره صفحه : 1 حزب : 1 جزء : اول سوره : حمد
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(الحمدلله ):حمد به معنای ستایش دربرابر عمل نیکوی اختیاری است ،(به خلاف مدح که به عمل ارادی و غیر ارادی تعلق می گیرد)و خداوند خبرداده است که او آنچه راآفریده به اجبار و قهر قاهری خلق نکرده است (هو الواحدالقهار)،بلکه هرچه آفریده با علم و اختیار خلق نموده و همانا هرچیز را به نیکوترین وجه ممکن و متصور برای آن آفریده است (الذی احسن کل شیئی خلقه )،پس هیچ مخلوقی نیست جزآنکه به واسطه انتساب به خدا نیکووحسن است و هیچ حسن وزیبایی نیست مگر آنکه مخلوق او و منسوب به اوست ، پس خداوند هم دربرابر اسماء زیبایش و هم دربرابر افعال جمیلش شایسته ستایش است ، و جنس حمد مخصوص خداست وهمه حمدازآن اوست .و او که ذاتش منزه است به بنده اش ستایش خود راتعلیم و تلقین می کند که چگونه حمدش گوید و چگونه سزاوار است ادب عبودیت را درمقام بندگی رعایت نماید، برای آنکه حمدتوصیف است و خدای سبحان خودراازتوصیف واصفان منزه و برتردانسته است (سبحان الله عمایصفون )، و درغیر چنین موردی خدای تعالی (وان من شیی ء الا یسبح بحمده )،همه جا حمدبندگان راباتسبیح قرین نموده است چون هیچ موجودی جزخدا احاطه به تمام افعال و اسماء و صفات جمالیه او ندارد، زیرا آنچه را وصف کنند، به آن احاطه یافته اند و اورامحدودکرده اند وموصوف به وصف آنان محدود می شود چون حال آنکه خدامحدودبه هیچ حدی نیست ،پس حمد ازجانب ماصحیح نمی شود جزآنکه قبلا اورامنزه ازتحدید و تقدیرفهم های ناقص خود بنمائیم ، بنابراین خداوند خود به نیابت ازبندگان خالص و خاص خودش ، حمد آنان را حمد خود ووصف آنان را وصف خود قرار داده است ،همچنانکه ازرسولخدا(ص )نقل شده است (لا أحصی ثناءعلیک انت کما اثنیت نفسک )پروردگارا من ستایش تو را نمی توانم بشمارم وبگویم ، تو آنگونه ای که خود خویش را ستوده ای .(رب العا لمین ): (رب )آن مالکی ،است که تدبیر امر مملوک خویش می کند،پس قیام و قوام عبد و زندگی و شئون وی متعلق به او است ، مثلا اجزای انسان که متعلق به خود اوست ازدست و پاو چشم و گوش و قدرت و قوت همه قائم به وجود انسان است و غیر مستقل از او می باشد و خداوند آزادی دخل وتصرف درآنها را به انسان بخشیده و برای او راهی را قرار داده که او را به اختیارخویش قرار داده وارد بهشت می کند.به همین صورت ،تمامی مخلوقات حقیقتاقوام به ذات الهی دارند و هرگزازاراده و مشیت او جدا نمی شوند(خداوند مالکیت حقیقی دارد نه اعتباری وقراردادی )و این مالکیت الهی نسبت به عوالم هرگز جداشدنی و باطل شدنی نیست .واما(العالمین )جمع کلمه (عالم )به معنی (آنچه ممکن است که به آن علم یافت )می باشد،که معنای این کلمه شامل تمامی موجودات می شود،هم تک تک آنهارامیتوان عالم خواند و هم نوع آنها را مانند عالم جمادات ،عالم گیاهان ،عالم حیوانات ، عالم انسانها و همچنین کواکب ، صنف هرنوعی را هم می توان عالم خواند، مثل عالم عرب ، عالم عجم ، عالم انس ، عالم جن ،عالم ستارگان و خداوندپروردگار همه این عوالم است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حسين پاک دل
«ربّ» به کسى گفته مى‏شود که هم مالک وصاحب چیزى است و هم در رشدو پرورشآن نقش دارد. خداوند هم صاحب حقیقى عالم است و هم مدبّر و پروردگار آن. پسهمه هستى حرکت تکاملى دارد و در مسیرى که خداوند معیّن کرده، هدایتمى‏شود.
علاوه بر سوره حمد، چهار سوره‏ى انعام، کهف، سبأ وفاطر نیزبا جمله «الحمدللّه» آغاز گردیده، ولى فقط در سوره حمد بعد از آن «ربّالعالمین» آمده است.
مفهوم حمد، ترکیبى از مفهوم مدح و شکر است. انسان در برابر جمال و کمال وزیبایى، زبان به ستایش و در برابر نعمت و خدمت واحسان دیگران، زبان بهتشکّر مى‏گشاید. خداوند متعال به خاطر کمال و جمالش، شایسته‏ى ستایش وبهخاطر احسان‏ها و نعمت‏هایش، لایق شکرگزارى است.
«الحمدللّه» بهترین نوع تشکّر از خداوند است. هر کس در هرجا، با هر زبانى،هرگونه ستایشى از هر کمال و زیبایى دارد، در حقیقت سرچشمه‏ى آن را ستایشمى‏کند. البتّه حمد خداوند منافات با سپاسگزارى از مخلوق ندارد، به شرطآنکه به امر خدا و در خط و مسیر او باشد.
خداوند مسیر رشد و تربیت همه را تعیین نموده‏است: «ربّنا الّذى اعطى کل شیى‏ء خلقه ثمّ هدى» [21]پرودگار ما همه‏ى موجودات را نعمت وجود بخشیده و سپس به راه کمالش هدایتنموده است. او به زنبور عسل یاد داده که از چه گیاهى بمکد و به مورچهآموخته است که چگونه قوت زمستانى خود را ذخیره کند و بدن انسان را چنانآفریده که هر گاه کمبود خون پیدا کرد، خون سازى نماید. چنین خداوندى،شایسته حمد وسپاسگزارى است.
خداوند، پروردگار همه‏ى آفریده‏هاست. «و هو ربّ کلّ شى» [22] آنچه در آسمان‏ها و زمین و میان آنهاست، پروردگارشان اوست. «ربّ السّموات والارض و مابینهما» [23]حضرتعلى علیه السلام مى‏فرماید: «من الجمادات والحیوانات» یعنى او پروردگارجاندار و بى‏جان است. «له الخلق والامر تبارک‏اللّه ربّ العالمین» همآفرینش از اوست و هم اداره‏ى آن، و او پرورش دهنده‏ى همه است.
مراداز «عالَمین» یا فقط انسان‏ها هستند، مانند آیه 70 سوره حجر که قوم لوط بهحضرت لوط گفتند: «أوَ لم ننهک عن العالمین» آیا ما تو را از ملاقات بامردم نهى نکردیم؟ و یا مراد همه‏ى عوالم هستى است. «عالَم» به معناىمخلوقات و «عالَمین» به معناى تمام مخلوقات نیز استعمال شده است. از اینآیه فهمیده مى‏شود که تمام هستى یک پروردگار دارد که اوست و آنچه درجاهلیت و در میان بعضى از ملّت‏ها اعتقاد داشتند که براى هر نوع ازپدیده‏ها خدایى است و آن را مدّبر و ربّ النوع آن مى‏پنداشتند، باطل است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : لطفا منبع تفسیر را ذکر نمایید.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا جودکي
یعنی که ای مردم پرورنده و موجود کننده هر دو عالم دنیا و آخرت منم پس فقط حمد مخصوص من است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  فاطمه فيض اصفهاني - تفسیر اثنی عشری
آیه به حکم عقل ارشاد به این مطلب دارد که شکر منعم واجب است . زیرا با توجه به آیه :به این علت که ربّ و پرورش دهندۀ جهانیان است ، حقیقت حمد از آن اوست .






1) شاه آبادی (داور) : این مطلب را در بخش تفسیر قرار دهید. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مهدي زيني اصلاني
خداوند می خواهد به یاد انسان فراموش کار بیاورد که من تو را وهمه چیز را آفریدم پس غیر از من کسی قابل ستایش نیست وتواینرا در روز الست قبول کردی ومبادا فراموش کنی . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : لطفا منبع تقسیر را حتما ذکر نمایید.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر راهنما
ستایش مختصّ خداست که خداوندگار جهانیان است.

1 - همه ستایشها از آن خداوند است.

الحمد للّه

«ال» در «الحمد للّه» به اصطلاح جنسیه است و مفید استغراق مى باشد; یعنى، کل حمد للّه.

2 - خداوند، سرچشمه و منشأ همه کمالها و زیباییهاست.

الحمد للّه

حمد در برابر زیباییها و کمالهاست و به مقتضاى جمله «الحمد للّه»، هر ستایشى از آن خداست. بنابراین هر کمال و زیبایى از او نشأت گرفته است.

3 - تنها خداوند شایسته و بایسته ستایش است.

الحمد للّه

4 - خداوند مالک و مدبر همه عالمهاى هستى است.

رب العلمین

عالم (مفرد عالمین) است و به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود، بنابراین «العالمین»، یعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها.

5 - جهان آفرینش، متشکل از عالمهاى متعدد.

رب العلمین

برداشت فوق با توجّه به جمع بودن کلمه «العالمین» استفاده شده است.

6 - جهان هستى سراسر زیبا و تدبیر آن تدبیرى نیکو و جمیل است.

الحمد للّه رب العلمین

«رب العالمین» به منزله دلیل براى «الحمد للّه» است; یعنى، چون خداوند مدبر هستى است همه ستایشها از آن اوست و از آنجا که حمد و ستایش، همواره براى کمال و زیباییهاست، نتیجه مى گیریم که: همه هستى زیبا و برخوردار از تدبیرى نیکوست.

7 ـ خداوند، از روى اختیار جهان را تدبیر مى کند و در اداره آن جبر و اضطرارى ندارد.

الحمد للّه رب العلمین

در صحت اطلاق حمد، علاوه بر زیبایى فعل و صفت، اختیارى بودن فعل و صفت نیز قید شده است; یعنى، بر فعل و صفتى زیبا، مى توان حمد کرد که فاعل، آن را از روى اختیار تحقق بخشیده باشد.

8 ـ جهان هستى به سوى کمال در حرکت است.

رب العلمین

«رب» به معناى تربیت کردن است و تربیت ایجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه که به حد تمام و کمال برسد (مفردات راغب). پس این معنا حکایت از حرکت تکاملى دارد. گفتنى است که کلمه «رب» مشترک لفظى میان وصف و مصدر مى باشد و در آیه مورد بحث معناى وصفى دارد.

9 ـ تدبیر همه عالمهاى هستى از سوى خدا، دلیل اختصاص همه ستایشها به اوست.

الحمد للّه رب العلمین

10 ـ «عن ابى عبداللّه (ع) فى قوله: «الحمد للّه» قال: الشکر للّه و فى قوله «رب العالمین» قال: خالق المخلوقین ...;(1)

از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: «الحمد للّه» یعنى شکر مخصوص خداست و «رب العالمین» یعنى، آفریننده مخلوقات ...». [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رجبی : خیلی عالی و کاربدی بود

ممنون
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حامد يوسفي - ترجمه بیان السعاده
لام «الحمد» براى تعریف جنس یا استغراق «1» آمده است. به هر حال کلام براى «حصر» است و افاده حصر بنا بر اینکه لام براى استغراق باشد واضح است. ولى اگر لام، جنس باشد حصر آن از حرف لام اللّه، استفاده مى‏شود زیرا که لام (ل) براى اختصاص است.
حمد به معنى «ما یحمد علیه» (آنچه مورد حمد واقع مى‏شود) است. در اینصورت باز هم حصر صحیح است. با وجود اینکه صفات کمال، در غیر خداى تعالى هم به ظاهر دیده مى‏شود زیرا حقیقة متعلق به حقّ است و اتّصاف غیر به آن صفات از جهت مظهریت آن غیر براى آن صفات مى‏باشد نه از جهت آن باشد که آن صفات از خود آن غیر است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رعنا سليمان عباسي - آشنایى با قرآن جلد ۲/متفکر شهید استاد مرتضى مطهرى
الحمد لله
در اینجا هم باید بگوئیم که ما لغتى در فارسى نداریم که ترجمان کلمه حمد باشد. البته دو کلمه است که نزدیک به معناى حمد است و آنها در فارسى معادل دارند و معمولا براى ترجمه حمد از معادل آنها استفاده مى‏شود. یکى از مدح که معادل آن ستایش است و دیگرى شکر ک به سپاس ترجمه مى‏شود. ولى هیچکدام به تنهائى رساننده معناى حمد نیست.
کلمه مدح نزدیک به حمد است و حتى بعضى احتمال قوى مى‏دهند که دو تلفظ از یک کلمه باشند. چنانکه در زبان عربى نظائر آنها زیاد داریم مثل خلص و لخص و ایس و یئس که هر دو حروفشان یکى است ولى جایشان عوض شده است.
مدح به معناى ستایش است; ستایش از احساسهاى مخصوص انسانس است، یعنى این انسان است که داراى این درجه از ادراک و احساس است که وقتى در مقابل کمال و جلال; زیبائى و بهاء قرار مى‏گیرد; این احساس; بصورت عکس العمل در او پیدا مى‏شود که او را ستایش کند; این احساس در حیوان نیست. حیوان نه آن کمال و جلال و عظمت را درک مى‏کند و نه قدرت دارد که ستایشگر این اوصاف باشد.
البته گاهى عمل ستایش; در انسان بصورت پستى ظاهر مى‏گردد که آنرا چاپلوسى مى‏گویند و از صفات رذیله محسوب مى‏گردد. چاپلوسى درموردى است که انسان امر بى حقیقى را ستایش مى‏کند. و بسیار زشت است که انسان آن قدرتى که خداوند به او داده است تا کمالها و جمالها و عظمت‏هات و زیبائیهاى واقعى را ستایش کند; آن را در پاى موجودى که هیچ ارزش ستایش ندارد;از روى طمع مصرف نماید. این قدرت براى این است که انسان آن احساس عالى را;یعنى تمجید و تکریم و تنظیم یک کمال را; ارضاء و اشباع نماید; نه اینکه در دمت‏حس طمع که نوعى پستى است قرار دهد. در ستایش‏هاى واقعى هیچ‏گونه طمعى در کار نیست; بلکه امریست فطرى و طبیعى انسان هنگامیکه به هنر زیبائى برخورد مى‏کند; مثلاورق قرآنى که سالها پیش توسط بایسنقر نوشته شده مى‏بیند محو زیبائى آن مى‏گردد بى‏اختیار آن را ستایش مى‏کند. اگر کسى در اینجا از انسان سؤال کند چرا ستایش مى‏کنى مگر کسى چیزى در مقابل این ستایش مى‏دهد؟ چه جواب مى‏دهیم؟ خواهیم گفت مگر لازماست چیزى بدهند؟! من انسانم و انسان از آن جهت که انسان است وقتى در مقابل عظمتى و جلالى و جمالى و کمالى قرار گرفت قهرا خاضع مى‏شود و خضوع خود را بصورت ستایش اظهار مى‏دارد. این معناى کلمه مدح است ولى حمد تنها این مفهوم نیست.
احساس پاکیزگى دیگرى در انسان وجود دارد که باز از امتیازات انسان است که آنرا «سباسگزارى‏» مى‏گویند و ترجمه کلمه «شکر» است. و آن در وقتى است که از ناحیه کسى به انسان خیرى برسد، انسانیت انسان اقتضا مى‏کند که نسبت به او اظهار امتنان بنماید. فرض کنید هنگامى که انسان با اتومبیلش از محلى در حال عبور است اگر با اتومبیل دیگرى برخورد کند که او حق عبور دارد و مى‏تواند از راه استفاده کند، در چنین حالى اگر او توفق کرد و اجازه داد که ما قبلا عبور کنیم، ادب انسانى که مقتضاى فطرت پاک او است اقتضا مى‏کند که با گفتن کلمه «متشکرم‏» و یا عملا با تکان دادن سر یا دست از او سپاسگزارى بعمل آورد. این صفت به این حد در حیوان وجود ندارد و از مختصاد انسان است. و اینکه خداى متعال در قرآن سؤال مى‏کند هر جزاء الاحسان الا الاحسان، سؤالى است که مخاطب آن فطرت سلیم انسانى است و وجدان پاک انسان پاسخگوى آن است.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : تفسیر آقای مطهری با مثالهای روز بوده و آیه را بسیار شفاف و ملموس نموده است. ای کاش بیشتر از این نوع تفسیر در تدبر ذکر شود
روحش شاد باد
هاجر روشنایی
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
رب العالمین
درباره کلمه رب نیز باید بگوئیم که در فارسى کلمه‏اى که بتوانیم معادل آن قرار دهیم نداریم. گاهى به معناى تربیت - کننده معنى مى‏کنند ولى باید توجه داشت که رب از ماده ربب است نه از ربى، و تربیت کننده کلمه‏اى است که معادل مربى قرار مى‏گیرد و مربى از ماده ربى است. و گاهى آن را صاحب اختیار ترجمه مى‏کنند چنانچه عبدالمطلب گفت: انارب الابل و للبیت رب من صاحب اختیار شتر هستم و خانه صاحب اختیارى دارد.
در هر حال هیچکدام از این کلمات به تنهایى رساننده معنى رب نیست، گرچه هر دو صفت جدا جدا از اوصاف خداوند به شمار مى‏آیند ولى گویا در کلمه رب هم مفهوم خداوندگارى و صاحب اختیارى نهفته است و هم معناى تکمیل کننده و پرورش دهنده. خداست که هم صاحب اختیار عالم است و هم کمال رسان همه عالم است.
البته خداوند عالم عوالمى خلق کرده است که موجودات آن عوالم بدلائلى خاص، هر کمالى که مى‏توانند داشته باشند از همان اول دارند.
و بعبارت دیگر هیچ گونه استعداد و قوه‏اى در آنها وجود ندارد بلکه همه به فعلیت رسیده‏اند یعنى از اولیکه آفریده شده‏اند با تمام کمال ممکنشان آفریده شده‏اند و به تعبیر دیگر «بدء» و «عود»شان یعنى آغاز و انجامشان یکى است. آنها از همان حیث که مخلوق و مبدع به ابداع الهى مى‏باشند مربوب او هستند. خداوند از همان حیث که خالق و مبدع آنهاست، «رب‏» آنها است.
ولى عالمى که ما در آن زندگى مى‏کنیم یعنى عالم دنیا یا عالم ماده، عالم تدریج است، و نظامش چنین است که وجودها از نقص آغاز مى‏شوند و بسوى کمال سیر مى‏کنند.
«بدء» و «عود»شان یکى نیست. آغاز و انجامشان دو تا است. آنها از یک حیث مخلوق خداوندند و از حیث دیگر «مربوب‏» او.
عالم طبیعت در عین اینکه خود در مجموع عالمى است غیر از عوالم دیگر، به اعتبار اینکه داراى انواع گوناگون است و هر نوع با نظام مخصوص زندگى مى‏کند. و در حقیقت هر نوعى برایخود نیز عالمى دارد، همگى همین طورند. عالم جماد، عالم گیاه. عالم حیوان عالمى انسان، عالم افلاک7 همه از نقص بسوى کمال در حرکتند. هیچ کدامشان در آغاز آفرینش بصورت کامل آفریده نشده‏اند. این خداوند است که موجودات همه این عوالم را به کمال نهائى مى‏رساند. رب العالمین است.
از قرآن استفاده مى‏شود، اصولا این جهان، جهان پرورش است انسان که خود نیز به گروههاى مختلف، خوب‏ها بدها تقسیم مى‏گردد همگى در حال پرورش یافتن هستند. و جالب این است که گوئى جهان یک محیط مساعد کشاورزى است و هرگونه بذرى در آن پاشیده مى‏شود، پرورش مى‏یابد، در این عالم نه تنها خوب‏ها تکامل مى‏یابند، بلکه بدها «یعنى کسانى که تخم بدى مى‏کارند» نیز در نظام این جهان مراحل خود را طى مى‏کنند. در سوره بنى اسرائیل مى‏فرماید:
من کان یرید العاجله عجلنا له فیها ما نشاء لمن نرید ثم جعلنا له جهنم یصلیها مذموما مدحورا(18) و من اراد الاخره و سعى لها سعیها و هو مؤمن فاولئک کان سعیهم مشکورا(19) کلانمد هولاء و هولاء من عطاء ربک و ما کان عطاء ربک محظورا(20)
خلاصه مضمون این آیات این استکه: هر کس که طالب دنیا باشد، و بذر دنیائى بکارد، ما هم او را مدد رسانده و بذرى که پاشیده است به ثمر مى‏رسانیم ولى آن اندازه که بخواهیم و براى هر کس که خود اراده کنیم. یعنى آنجاست قطعى و لایتخلف در کار نیست که حتما هر کس ثمره نقد و عاجل بخواهد کارش را به نتیجه برسانیم.
علت اینکه بذر دنیا طلبى نتیجه‏اش صد در صد قطعى نیست این جهت است که دنیا پر از تزاحم و آفات و موانع است نه اینکه این جهان براى پرورش این بذرها ساخته نشده است.
بعد مى‏فرماید: ولى بطور قطعى چنین کسى که هدفش را محصور و محدود به دنیا کرده و از مسیر شایسته انسان خارج شده است از جهنم سر در خواهد آورد.
و اما اگر کسى هدف دنیائى نداشته باشد و بذر آخرتى بکارد و در راه آن سعى و کوشش کند، این عمل هیچگاه ضایع نمى‏گردد و به نتیجه مى‏رسد. «کلا نمد هولاء و هولاء» هم آن دسته را ما مدد مى‏کنیم و به این دسته مدد مى‏رسانیم.خلاصه اینکه نظام این عالم اینگونه ساخته شده که هر کس هر بذرى بپاشد این مساعد براى پرورش دادن است و همان بذر را پرورش مى‏دهد، منتهى اینکه یک نوع بذرها صد در صد به نتیجه مى‏رسد، و آن بذرى است که بر صراط مستقیم باشد. بعضى بذرهاست که گرچه امکان پرورش دارد ولى به نتیجه رسیدنش کلیت ندارد. و از اینجاست که افرادى که کارهاى ناشایستى انجام مى‏دهند و با نقشه‏هائى که طرح مى‏کنند و به نتیجه مى‏رسند، نمى‏توانند بدینگونه عمل خویش را توجیه کنند که اگر کار ما مورد اشکال بود، ما به نتیجه نمى‏رسیدیم. خیر! هر تئورى که که در عمل به نتیجه برسد، دلیل بر حقانیتش نیست، این نظام جهان است که «کلا نمد هولاء هولاء» هر کس هر بذرى بپاشد رشد و احیانا به نتیجه مطلوب مى‏گردد.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نيره تقي زاده فايند - یوسفعلی
20. The Arabic word Rabb, usually translated Lord, has also the meaning of cherishing, sustaining, bringing to maturity. Allah cares for all the worlds He has created (see n. 1787 and n. 4355). There are many worlds - astronomical and physical worlds, worlds of thought, spiritual world, and so on. In every one of them, Allah is all-in-all. We express only one aspect of it when we say: "In Him we live, and move, and have our being." The mystical division between (1) Nasut, the human world knowable by the senses, (2) Malakut, the invisible world of angels, and (3) Lahut, the divine world of Reality, requires a whole volume to explain it. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  منتظر منتظر - نسیم حیات
ستایش تنها مخصوص پروردگار جهانیان است و نباید انسان جز او به ستایش و پرستش دیگری به پردازد و خدای نکرده کسانی را به خاطر دارائی و مقام کرنش کند و از این بابت قصدی را دنبال کند که شایسته مسلمانی نباشد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) کاظمی میرکی : ستایش مخصوص خداوند است ولا غیر . البته احترام گذاری به افراد مهم است ولی نباید نعوذ بالله به ستایشی مانند پرودگار باشد و باید همیشه ستایش خداوند در راس باشد
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.