سید محمد جعفری
===================«یا ذَا القرنین یا مهدی - اَن یَشاء الله ببینم چهره ات را»===================
[ همه پیام ها ] پیام های سيد محمد جعفري (46 مورد)
  سوره نصر آیه 1 - ظهور امام زمان
مراد از فتح در سوره نصر، بنابر نظر اغلب مفسران فتح خاصی است که قرآن آن را بشارت می‌دهد و بر خلاف گمان بیش‌تر مفسّران روز فتح مکّه نیست؛ زیرا روایاتی که به این مضمون وارد شده، علاوه بر آن‌که تنها از طرق اهل‌سنّت است و شیعه بدان طریقی ندارد، در معارضه با روایت‌های چندگانه دیگری است که برخی از این روایت‌ها از امامان معصوم: نقل شده و با زمان نزول سوره پس از فتح مکه ناسازگار است. از سوی دیگر، نشانه‌ها و شواهد واژگانی، تاریخی و قرآنی از احتمال درستی این گمان کاسته و گمانه‌ای را نیرو می‌بخشد که فتح را به روزگار امام مهدی علیه‌السلام در آینده نسبت می‌دهد. همچنین این شواهد نشان از سردرگمی مفسّرانی دارد که از گمانه درست چشم پوشی نموده و به سخنان ناسازگار گرفتار آمده‌اند.

توضیح : بنده این خاطره هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشود
در اون روزهای فتنه 88 امام خامنه ای عزیز در اون نماز معروف از امام زمان اسمتداد کردند و در آخر هم سوره نصر را خواندند

  سوره توبة آیه 36 - تأویل آیه ۳۶ سوره توبه به حکومت امام زمان(عج) اشاره دارد
تأویل این آیه به حکومت امام زمان(عج) اشاره دارد، آنچنان که در زمان حکومت وی هیچ قدرتی در زمین جز قدرت حکومتی ایشان وجود نخواهد داشت.

در این حکومت در حدی اعلای کلمه حق نمود می‌یابد که هیچ جایگاهی برای مشرکان باقی نمی‌ماند؛ در تأویل این آیه نیز آمده است که حکومت امام زمان(عج) تا آنجا که شب و روز راه پیدا کرده، مستقر می‌شود؛ یعنی همان‌گونه که شب و روز در همه جا احاطه دارد، این حکومت هم تمام نقاط زمین را در بر خواهد گرفت.

این آیه اشاره دارد که با مشرکان بجنگید تا آنجا که هیچ زمینه‌ای برای فتنه‌گری مشرکان وجود نداشته باشد و مکتب الهی تحقق پیدا کند؛ براساس تأویل این آیه آن زمان، روزگار استقرار حکومت امام عصر(عج) است.

توضیح : گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، آیت‌الله سیدجعفر سیدان، استاد حوزه علمیه خراسان در جلسه تفسیر قرآن در بیت خود

  سوره توبة آیه 33 - حکومت عدل جهانی امام زمان(عج)
خداوند در آیه 33 سوره توبه می فرماید: «دین اسلام در سطح جهان و تمامى روى زمین پیروز مى شود». مسلّماً این وعده تا کنون عملى نشده و تنها بر حکومت جهانى مهدى موعود منطبق مى گردد که حکومت حق و عدالت همه جا را فرا گیرد و این آئین بر تمام آئینها در مقیاس جهانى غلبه یابد.
[ همه نکته ها ] نکته های سيد محمد جعفري (8 مورد)
  سوره نحل آیه 48 - ظلاله - شَیْ‏ءٍ
مقصود از ظلاله ( سایه هاى آن ) در آیه 48 . از سوره النحل و ظلالهم در آیه 15 . رعد: آیه مزبور چنین است : أَوَ لَم یَرَوا إِلى ما خَلَقَ اللَّهُ مِن شَیى ءٍ یَتَفَیَّؤُ ظِلاَلُهُ عَنِ الیَمِینِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ وَ هُم داخِرُونَ . ( آیا ندیده اند آنچه را که خداوند آفریده است سایه هاى آن از راست و از اطراف دیگر برمى گردد در حال سجده به خدا و آنها در حال خضوع و تسلیم میباشند ) لِلَّهِ یَسجُدُ مَن فِى السَّماواتِ وَ الأَرضِ طَوعاً وَ کَرهاً وَ ظِلالُهُم بِالغُدُوِّ وَ الأَصالِ ( و بخدا سجده مى کند هر کسى که در آسمانها و زمین است اختیارا یا الزاما و سایه هاى آنها صبحگاهان و شامگاهان )

ظهور سایه که ناشى از قرار گرفتن جسم عائق ( مانع از نفوذ ) روشنایى در برابر جسم نورانى است از مختصات عالم اجسام است ، همانگونه که نمایش هلال و بدر ماه ، ناشى از موقعیتهاى خاص این جرم باکره زمین میباشد . و حدوث شب و روز و فصول چهارگانه نیز معلول قرارگرفتن خورشید و کره زمین در موقعیتهاى خاص است .

همانطور که میتوان تسلیم و خضوع و تسبیح و سجده را به منشأ بروز آن موقعیت ها و مختصات نسبت داد ، مانند حرکت زمین دور خورشید که موجب بروز روز و شب مى گردد ، همچنین میتوان آنها را به روز و شب ( روشنائى و تاریکى ) نیز نسبت داد ، زیرا این دو پدیده هم در عرصه ملک و سلطه و حیطه مشیت خداوندى بروز مى کنند ، لذا میتوان گفت : همه سایه ها ، روشنایى ها و سایه روشن بطور مستقل در حال تسلیم و تسبیح و سجده به خدا هستند و هم علل و منشأ اصلى آنها .

توضیح : در مجموع آیه مزبور و آیه بعدی که سجده دابه و ملائکه را توصیف میکند ، خداوند میخواهد این را به ما بگوید که ای بنده من سجده یعنی اینجوری بی چون و چرا برای خدا بودن! خودت رو برسون!

  سوره ص آیه 30 - أوّاب
در قرآن یک «أوّاب» داریم و یک «توّاب». اوّاب یعنی کسی که زیاد با خدا راز و نیاز می کند بدین جهت در جایی بکار رفته که قبلش خلافی انجام نشده مانند «وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَیْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّاب» ص/30 خداوند دربارۀ داوود و سلیمان واژۀ «اوّاب» را بکار برده است. اما «توّاب» یعنی راه را اشتباه رفته و برگشته است. توب رجوع بعد از نقص است. در هر دو واژۀ تواب و أواب رجوع به خدا هست یکی رجوع با سابقۀ بد و دیگری رجوع بدون سوء سابقه.
  سوره صافات آیه 10 - سیاه چاله و تابش گاما
"مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ" آنکه پنهانی میرباید (سیاه چاله) و "فَ" پس "أَتْبَعَ" تبعیت می کند "هُ" به من برمیگردد، در واقع به سیاه چاله در زمان بلعیدن مواد اطرافش اشاره میکند که دراین هنگام بلعیده شدن مواد کیهانی توسط سیاه چاله اتفاقی میافتد که قرآن از آن با شِهابٌ ثاقِبٌ که همان اشعه گاما یا GRB میباشد ، یاد میکند.***
این نکته علمی اعجاز قرآن این کتاب مقدس الهی است که ١٤٠٠ سال پیش قبل از اینکه بشر به علم سیاه چاله ها و اتفاقات حاصل از جاذبه آن پی ببرد این کلام خدا با انسان به این نشانه عظیم خود اشاره کرده.

سیاه چاله: محدوده ای با چگالی بسیار زیاد که حتی نور هم قادر به فرار از جاذبه آن نیست، فرضیه ای که به نظر من نزدیک ترین فرضیات به واقعیت این پدیده میباشد این است که سیاه چاله در حقیقت ستاره کوارکی یا پلانکیست، در واقع این سیر تبدیل از هسته ستاره ها از اتمی به هسته ای و زیر هسته ای میباشد، ستاره نوترونی هم چگالی بالایی دارد اما به پای سیاه چاله یا ستاره کوارکی نمیرسند، اتم ها از هسته و الکترون تشکیل یافته اند و هسته از پروتون و نوترون و اونها هم از کوارکها و گلونها و نور و هم اونها هم با فرضیات جدیدتر از ریسمانهای مرتعش بسیار ریز تشکیل یافته اند، فشار و جاذبه بسیار قوی ستاره ها را به تشکیل ستاره نوترونی یا کوارکی یا همان سیاه چاله پیش میبرند.

GRB: شهاب ثاقب: اشعه گامای حاصل از بلعیدن ماده توسط سیاه چاله ، در واقع اگر سیاه چاله را ستاره کوارکی یا پلانکی در نظر بگیریم مواد ربوده شده به داخل آن از حالت اتمی به هسته ای و بعد به نوترونی و سپس کوارکی یا پلانکی تجزیه شده و این یعنی تجزیه به نور و کوارک و شبیه اینها که بخشی جذب هسته سیاه چاله و بخشی تبدیل به نور و اون هم از نوع گاما که شدیدترین انرژی را در میان طیف های مختلف الکترومغناطیسی دارد و بر خاستن از سطح دیسک شکل سیاه چاله و پرواز به اعماق فضا و رسیدن به ما انسانهای فانی.

***در توضیح عرض میکنم: آیات قرآن چند وجهی میتواند باشد بنده این معنی:مگر آنکه کسی ( از شیاطین بخواهد سخنی را از ملأ اعلی ) دزدانه گوش دهد ، که شهاب و شعله ای نافذ او را دنبال می کند.
که قبلا در نکته GRB به امریکا ربط دادم هم مورد نظرم میباشد اما این معنی هم به نظر میآید صحیح باشد چون ذات اقدس الهی بینهایت است آیات کتاب او هم بینهایت معنی و تفسیر دارد و این خود معجزه است و از این روست که خدا میفرماید هرکه میتواند یک آیه مثل آیات قرآن بیاورد

فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ - وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ - با توجه به این آیات شریفه ظاهرا خداوند برای قسم به ستارگان از هُ استفاده کرده و در اینجا هم که از مَنْ استفاده شده میتواند سیاه چاله که حالتی خاص از ستاره هست را بیان کرده باشد
[ همه سوال ها ] سوال های سيد محمد جعفري (26 مورد)
  سوره رعد آیه 2 - ستاره ها و اقمار
آیا ال در"الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ" ال جمع است؟
آیا منظور همه ستاره ها و همه اقمار و سیارات است و کُلٌّ به همه اینها برمیگردد؟!
  سوره کهف آیه 33 - تضاد ترجمان
تا این آیه مثلی که آمده هر دو باغ یکسانی دارند!
پس چطور در آیه بعدی همه چیز تغییر میکند!؟
چرا ترجمه به این صورت است که گویی یکی اموالش بیشتر از آن دیگریست؟!
  سوره اسراء آیه 78 - الی
منظور از الی اینست که از ظهر تا غروب نماز را بپادار یا اینکه ظهر نماز بخون بعد غروب نماز بخون؟
[ همه ترجمه ها ] ترجمه های سيد محمد جعفري (5 مورد)
  سوره اعراف آیه 179 - تدبر شخصی
و حقّا که بر وسعت جهنم افزودیم از جن و انسی که دل ها دارند ولی بدان نمی فهمند ، و چشم ها دارند ولی بدان نمی نگرند و گوش ها دارند ولی بدان نمی شنوند آنها مانند چهارپایانند بلکه بی اثرتر (در امور هستی) و آنها همان غافلانند
  سوره صافات آیه 10 - تدبر شخصی
مگر آنکه پنهانی میرباید پس شهاب ثاقب او را تبعیت میکند
  سوره عادیات آیه 2 - استاد آیت الله مرتضی رضوی لینک: binesheno.com/یک-معجزه-علمی/
پس؛ آن ها که از خودشان آتش بروز می دهند به صورت اخگری.
[ همه تفسیر ها ] تفسیر های سيد محمد جعفري (7 مورد)
  سوره صف آیه 9 - تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص 663
امام صادق علیه‌السلام در تفسیری ذیل آیۀ 9 سورۀ صف می‌فرماید فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِیلُهَا بَعْدُ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَتَى یَنْزِلُ تَأْوِیلُهَا قَالَ حِینَ‏ یَقُومُ الْقَائِمُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ فَإِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ لَمْ یَبْقَ کَافِرٌ وَ لَا مُشْرِکٌ إِلَّا کَرِهَ خُرُوجَهُ حَتَّى لَوْ أَنَّ کَافِراً أَوْ مُشْرِکاً فِی بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقَالَتِ الصَّخْرَةُ یَا مُؤْمِنُ فِی بَطْنِی کَافِرٌ أَوْ مُشْرِکٌ فَاقْتُلْهُ قَالَ فَیَجِیئُهُ فَیَقْتُلُه؛ یعنی به خدا سوگند تأویل این آیه فرا نرسیده است. راوی می‌گوید فدایت شوم، تأویل و وقوع آن، چه زمان خواهد بود؟ فرمود هنگامِ قیام قائم ان‌شاءالله. زمانی که قائم خروج می‌کند، هیچ کافر و مشرکی باقی نمی‌ماند جز اینکه از خروج او کراهت دارد تا آنجا که اگر کافر و مشرکی درون صخره باشد، صخره به سخن در آمده و می‌گوید ای مؤمن، درون من کافر یا مشرک است؛ او را بکش. پس آن مؤمن، او را می‌کشد.

جلوۀ ظهور امام عصر عجل ‌الله تعالی فرجه در قالب مبارزه با بدان و بدی‌ها، به این صورت است که مأموریت ایشان برای غلبه دین حق نسبت به سایر ادیان، با درگیری یا همان «جهاد» همراه است

www.tasnimnews.com/fa/news/1400/01/07/2475341/ویژگی-منحصر-به-فرد-دربارۀ-کیفیت-ظهور-امام-زمان-عج
  سوره نازعات آیه 1 - استاد عزیز آیت الله مرتضی رضوی لینک: binesheno.com/سوره-نازعات-آن-چه-جهان-را-اداره-می-کند/
آن چه جهان را اداره می کند شبکۀ رشته ها و ریسمان هاست. نه قانون نیوتون.


سوره نازعات در ترتیب تاریخی نزول سوره های قرآن، پنجمین سوره از سوره های موضوع بحث ما است که پنج آیه اول آن مورد بحث ما می باشند. در ترجمۀ علی الحساب، این آیه ها را بر دو پایه می توان ترجمه کرد:

اول: بر پایۀ فیزیک نیوتونی و قانون جاذبه و گریز از مرکز، (البته اگر مبنای نیوتون را بپذیریم که مطابق قرآن و مکتب اهل بیت(ع) نمی توان آن را پذیرفت):

1- وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً: سوگند به طرف خود کشندگانی که غرق شده ای را به طرف خود می کشند.

1- وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً: سوگند به طرف خود کشندگانی که خود در حالت غرق هستند.

هر ماده ای از اتم تا کهکشان ها، همگی در حالت غرق در اقیانوس انرژی هستند. هسته اتم الکترون ها را به طرف خود جذب می کند، خورشیدها سیاره ها را و مرکز کهکشان منظومه ها را. هم کشندگان و هم کشیده شدگان همگی غرق در انرژی هستند.

2- وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً: سوگند به گره زنندگان، یک گره ناشناخته و نامأنوس برای عموم مردم.

3- وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً: سوگند به شناورانی که در نوعی شنای ناشناخته و نامأنوس برای عموم، شناورند.

4- فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً: پس؛ پیش روندگانی که سبقت ناشناخته و نامأنوس دارند.

5- فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً: پس؛ به دنبال کنندگان امر ویژه.

دوم: بدون توجه به فیزیک نیوتونی: علاوه بر این که در نظر خود غربیان، قانون نیوتون دارای اشکال و اشکالات اساسی است و افرادی مثل انیشتین می کوشیدند یک قانون جایگزین برای آن دست و پا کنند و نتوانستند- و انیشتین در این باره به «انحنای فضا» هم متوسل شد اما نتوانست به جائی برسد- از نظر مکتب قرآن و اهل بیت(ع) نیز نمی توان نظریه نیوتون را پذیرفت. زیرا اولاً: در هیچ آیه و حدیثی[1] اثری از جاذبه و نیروی جاذبه در نظام و سازمان جهان، نمی یابیم.

ثانیاً: اگر مراکز و مراتب جاذبه را پیش برویم می رسیم به مرکز جهان، بدین صورت: هسته اتم الکترون ها را جذب می کند، خورشیدها سیاره های خود را، و سیاره ها قمرهای خود را، مرکز کهکشان مجموعه منظومه های خود را جذب می کند. در این جا باید بگوئیم: مرکز جهان نیز همه کهکشان ها را جذب می کند. و اگر چنین نگوئیم، قانون از کلیّت
می افتد.

در حالی که در همۀ آیات مورد بحث که گذشت، دیدیم که مرکز جهان تنها و فقط «دافعه» دارد و هیچ گونه جاذبه ای در آن نیست. و از این دافعه با تعبیرات: مرسلات: فرستاده شدگان. عاصفات: وزندگان از مرکز به سوی اطراف ششگانه. زاجرات: به پیش رانندگان. ناشرات: نشر دهندگان به شش جانب. ذاریات: شدید وزندگان به سوی شش جانب. که همگی دفع و دافعه هستند.

یک هندوانه از خاک تغذیه می کند و بزرگ می شود؛ غذاهای وارده به درون آن، مواد پیشین را به جلو می رانند. آن چه هندوانه را در این تحول دائمی در صورت خود حفظ
می کند، جاذبه نیست. زیرا هیچ نقطه ای از هندوانه نقاط دیگر آن را جذب نمی کند. بل که آن چه آن را نظام داده رگه ها و رشته های ریسمانی هستند که به اجزای آن وحدت بخشیده و مدیریت می کنند.

کاردی را برداشته و نوک آن را به موضع دُمبارَک هندوانه بگذارید و آن را به دو بخش ببُرید، آن گاه به آن با دقت بنگرید؛ شبکۀ رگه ها، رشته های ریسمانی را مشاهده کنید، خواهید دید که نظام اندام هندوانه اعم از گوشته، تخمه، پوسته، همگی بر آن شبکه مبتنی است. بنابر این سه قانون در کنار هم جهان هندوانه را اداره می کنند: قانون تغذیه، قانون دفع و دافعه، قانون رگ و رشته.

شبکه رگ و رشته در هندوانه مانند شبکه اعصاب در بدن انسان، به ذره ذرۀ اجزای هندوانه، کشیده شده است. در این تشبیه، گوشته های هندوانه را انرژی جهان و توده های تخمۀ آن را کهکشان ها فرض کنید. و پوسته هندوانه را به آسمان اول جهان، تشبیه کنید.[2]

تنها فرق میان نظام و سازمان هندوانه با جهان، این است که: هندوانه از یک جانب خود تغذیه می کند و جهان از مرکز خود.

کدام جاذبه ای در نظام و سازمان هندوانه وجود دارد؟! جهان نیز همین طور.

درست است: ریشه هندوانه غذا را از زمین جذب می کند. اما وقتی که غذا به اولین نقطه پیکر هندوانه می رسد، دیگر جذبی وجود ندارد و هر چه هست دفع است، غذای وارده، وارده های پیشین را به پیش می راند.

نظر به این که غذای جهان از خارج از خودش تامین نمی شود بل که به فرمان «اَمرِ» دائمی، غذایش در مرکز خودش «ایجاد» می شود، بنابر این، همان جذبی که در ریشه هندوانه و خارج از پیکر او است، دربارۀ جهان، وجود ندارد.

مثال دیگر: شاید مثال هندوانه خالی از تشویش ذهنی نباشد، بهتر است مثال دیگری آورده شود: کودکان دهان شان را پر از آب می کنند سپس دهانه بادکنک پلاستیکی را به لب های شان می چسبانند، آب را به درون آن فوت می کنند، این کار را تکرار می کنند و بادکنک بزرگ و بزرگ تر می شود. در این بزرگ شدن بادکنک هیچ جاذبه ای وجود ندارد، هر چه هست دفع و دافعه است. بزرگ شدن و گسترش جهان نیز همین طور است با این فرق که: چیزی از بیرون به درون جهان وارد نمی شود، در مرکز آن ایجاد می گردد.


[1] برای مشاهده احادیث فراوان، رجوع کنید به پی نویس های «تبیین جهان و انسان» در سایت بینش نو

[2] برای شرح بیش تر درباره هفت آسمان، رجوع کنید «تبیین جهان و انسان» در سایت بینش نو
  سوره صافات آیه 1 - استاد عزیز آیت الله مرتضی رضوی لینک: binesheno.com/سوره-صافات/
سه آیه اول از سوره صافات، موضوع بحث ما است که باز علی الحساب ترجمه کرده و سپس به شرح و استدلال آن ها می پردازیم:

1- وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا: سوگند به صف کشندگانی که صف شان یک صف ناشناخته و نامأنوس برای عامّۀ مردم است.

2- فَالزَّاجِراتِ زَجْراً: پس؛ به رانندگانی که رانش شان یک رانش ناشناخته و نامأنوس برای عامّۀ مردم است.

3- فَالتَّالِیاتِ ذِکْراً: پس؛ دنبال کنندگانی که به دنبال یک ذکر (اَمر) ویژه و ناشناخته، می روند.

شرح: جهان سرتاسر صف است؛ اعم از مواد جهان و انرژی هایش.

انرژی: پیش تر گمان می کردند که انرژی صرفاً ماهیت موجی دارد و مثلاً کودکان را محکوم می کردند که چرا نور خورشید را خط خطی نقاشی می کنند، اما در مبحث مرسلات اشاره شد که حق با کودکان است؛ انرژی در عین مواج بودن، رشته ای نیز هست و مانند موهای یال اسب (در کنار هم و بدون خلاء) می باشند. حتی انرژی که از انفجار مواد سوختی داخل موتور، حاصل می شود یک نظام خط خطی و رشته ای دارد که خطوط موّاج آن به پیستون ها فشار آورده و موتور را به حرکت در می آورند.

تجربه روزانه و همیشگی مردم درباره انرژی خورشید، مثال خوبی است[1]؛ حس می کنند که انرژی خورشید مانند نوک سوزن ها به بدن شان می رسد.

جهان سرتاسر صف است: صف انرژی ها به صورت رشته و بدون گره، و صف گره های اتم، مولکول، منظومه و کهکشان. و نیز صف سلول ها، کروموزوم ها، گلبول ها و… در همه جا و در همه چیز حتی ویروس، میکروب و باکتری.

سوگند به قانون سرتاسری جهان، به صف. اما «صفاً» صف ناشناخته و نامأنوس برای عموم.

فرمول: جهان- این دو نوع صف= جهان- جهان.

فالزاجرات زجراً: پس آنان رانندگانی هستند یک رانندگی ای.

جهان سرتاسر، در راندن و رانش است: انرژی ها و مواد در مرکز جهان ایجاد شده و به شش جانب مرسل می شوند؛ ایجاد شده های نو پدید، ایجاد شده های پیشین را به جلو
می رانند. و این رانش و راندن، گسترش و بزرگ شدن جهان را نتیجه می دهند؛ اگر قانون رانش نبود، جهان در حد همان ماده اولیه کوچک[2]، باقی می ماند و عنوان «جهان» به خود نمی گرفت.

سوگند به صف کشندگان که هم راننده و هم رانش پذیر هستند (زجراً) یک راندن و رانش ناشناخته و نامأنوس برای عموم مردم، یک رانش ویژه که همگان آن را نمی بینند.

فرمول: جهان- قانون رانش= ماده اولیۀ کوچک.

و نیز: جهان- قانون رانش= جهان بدون گسترش.

این قانون ها از کجا آمده اند؟ از «اَمر»: همان امری که بر گوش ماده اولیه خوانده شد که: برو و با این قوانین کار کن. سرتاسر جهان به دنبال آن ذکر و پیام می دوند و به ماموریت خود عمل می کنند:

والتالیات ذکراً: پس آنان دنبال کنندگان یک ذکر و امری هستند، امری ناشناخته و نامأنوس برای عموم.

فرمول: جهان- قانون دنباله روی آن امر= ماده کوچک اولیه.

هر کدام از سه آیه یک قانون را به ما یاد می دهد.

توجه: کیهان شناسی غربی به هیچ کدام از این قبیل قوانین دست نیافته است و این مکتب قرآن و اهل بیت(ع) است که غربیان را به دنبال خود می کشد و نشان می دهد که آنان تا چه قدر دچار نواقص و کمبودها هستند.

بررسی لغات: با یاد آوری مجدد که تفسیر صافات به ملائکه بر خلاف قواعد زبان عرب و از اساس، نادرست است به بررسی لغات آیه می پردازیم:

صافّات: صیغه جمع مؤنّث اسم فاعل از ماده صَفَفَ (صفّ). که کاربردش یا در مؤنّث های حقیقی است یا در اشیاء غیر ذوی العقول

صفاً: صف از نوع ناشناخته. به معنای تنوین تنکیر و وحدت، توجه شود.

زاجرات: همان صیغه از ماده زَجَر.

اقرب الموارد: اصل الزّجر الطّرد مع صوت: معنی اصلی زجر (به اصطلاح فارسی) دکّ کردن، راندن به همراه صوت.

اما اگر با حرف «عن» بیاید: زَجَرَه عن کذا: منعه: به معنی منع کردن، می باشد.

نظر به این که در آیه ما حرف «عن» وجود ندارد، بدیهی است که همان معنی اصلی، مراد است.


[1] گرچه در توضیح علمی آن، سخن زیاد، هست

[2] پیش تر گفته شد: مادۀ اولیه جهان چیزی کوچک مثلاً به بزرگی یک نخود و با نور شدید سبز، ایجاد شده بود. شرح بیش تر در «تبیین جهان و انسان» سایت بینش نو
[ همه لغت ها ] لغت های سيد محمد جعفري (8 مورد)
  سوره کهف آیه 40 - abadis.ir/fatofa/حسبانا/
حُسْباناً : حساب کردن
 توضيح : «حُسْبان» (بر وزن لقمان) مصدر، از مادّه «حساب»، به معنای حساب کردن
  سوره اسراء آیه 78 - almaany.com و vajehyab.com
غَسَقِ : تاریک وروشن , هوای گرگ ومیش , هنگام غروب , تاریک نمودن
 توضيح : اولین مرحله از ظلمت و تاریکی شب (کلمه غسق به معنای اولین مرحله از ظلمت شب است ، وقتی گفته میشود قد غسق اللیل معنایش این است که تاریکی شب فرا رسید ، و غاسق شب ، آن ساعتی است که شفق و سرخی سمت مغرب ناپدید شود . )
  سوره هود آیه 6 - www.vajehyab.com/dehkhoda/مستودع
مُسْتَوْدَعَ : جای طفل در شکم
 توضيح : زهدان . (از منتهی الارب ). جای طفل در شکم . (از اقرب الموارد)
با توجه به اینکه در آیه قبل آیه پنجم از سر و راز و مخفی شدن در بستر خواب صحبت به میان آمده و از علم خدا به آنچه در دل دارند و میخواهند انجام دهند
در این آیه از علم خداوند به محل قرارگیری نطفه یا جنین یا تخمک یا اسپرم در شکم اطلاع میدهد